انجمن های تخصصی سایت گیتارینه

نسخه كامل: سیمین؛از گذشته تا هنوز
شما در حال مشاهده متن قالب بندي نشده هستيد.
برای مشاهده نسخه اصلی اینجا کلیک کنید
" به نام دل "


وقتی چشمات هم میاد، دوستاره کم میاد...


*سیمین غانم؛ از گذشته تا هنوز*


نمی‌توانست كنسرت بدهد و رسیده بود تا سال هفتاد و هفت. بیست سال در جمع نخوانده بود. اجازه گرفته بود كه برای خانم‌ها كنسرت بدهد در سینما صحرا. وقتی وارد صحنه شد گریه‌اش گرفته بود. سالن پر بود و حتی روی زمین هم نشسته بودند. پشت درها هم غلغله بود. وقتی لب باز كرده بود كه «گل گلدون من» را بخواند همه با او همراهی می‌كردند. بیشتر از همه وقتی متاثر شد كه جوان‌ها خط به خط ترانه را با او می‌خواندند و این پایان بیست سال سكوت بود.
***
وقتی نمی‌توانست بخواند، این قضیه زیاد اذیتش نمی‌كرد. اینها را خودش می‌گوید. می‌گوید: «زیاد پایبند شهرت نبوده و نیستم. با نخواندنم هم خیلی عادی برخورد كردم. بیشتر وقتم را گذاشتم در كارهای دكوراسیون و باغ. یك تكه زمین در لواسان بود كه گرفتیم و درختكاری و كارهای دیگرش را انجام می‌دادیم. احساس كمبودی نمی‌كردیم تا اینكه دوباره مجوز دادند. موسیقی برایم حیاتی نبود. برای اینكه من از درون احساس كمبود نمی‌كردم. درونم پر بود از عشق به خدا، طبیعت و همه چیز. احساس كمبود اینجوری نكردم تا اینكه زمان گذشت و فضا باز شد و دوباره مجوز دادند. البته نه برای تك‌خوانی.»
در همان دوران شهرتش ازدواج كرد. «هر بار كه برایم موقعیتی پیش می‌آمد كه ازدواج كنم همه مخالف خواندنم بودند. آن موقع مثل الان نبود و شرایط مساعد نبود ولی من معتقد بودم كه باید با كسی ازدواج كنم كه با كار موسیقی من مخالف نباشد. بعد به شوهرم تعهد دادم كه حریم همه چیز را حفظ كنم و كردم. من خودم شخصا از درون آدم متعهدی هستم و خیلی قانون‌گرا و لذا مسائل را رعایت می‌كردم. از خیلی مسائل گذشتم. چك سفید می‌آوردند به این عنوان كه هر چقدر می‌خواهی بگیر ولی بیا در فلان جا بخوان ولی من هرگز این كار را نكردم. من به خانواده قول داده بودم. البته قبل از اینكه ازدواج كنم كه اصلا اجازه نداشتم بروم. بعد از ازدواج رفتم و به همسرم قول دادم همه چیز را رعایت می‌كنم. موسیقی در كنار زندگی‌ام قرار دارد. همیشه هم همینطور بودم. موسیقی برایم خیلی گرامی و عزیز است و من دوست ندارم كه به عنوان حرفه از آن استفاده كنم. زندگی اول و موسیقی هم در كنارش.»
***
اینجا كنسرت می‌دهد و می‌رود ونكوور به دختر و نوه‌هایش سر می‌زند. سال گذشته در رشت، شیراز و تهران كنسرت برگزار كرد. همه جا با استقبال بی‌نظیر روبرو شد. در تهران كنسرتش قرار بود تمدید شود كه نشد. برای كاستش هنوز مجوز نگرفته است. در ماه گذشته هم در تهران كنسرت برگزار كرده است و در كنسرتش فریبا جواهری پیانو زده و خانم آزاده ویولن و سارا احمدی دف را نواخته و خانم دكتر پرستو شرقی گویندگی كرده است. كنسرت می‌دهد. از مادرش پرستاری می‌كند. به ونكوور می‌رود كه تنها دخترش «فرسین» و نوه‌های دوقلویش تنها نمانند. همین چند وقت پیش بود كه از دیدار عزیزانش بر می‌گشت.
به نوه‌های هشت‌ساله‌اش «راز» و «شاهد» گفته بود كه وقتی از ایران می‌آید برایشان چه چیزی سوغاتی بیاورد؟ راز گفته بود: «مامان سیمین، از ایران برایم از این كفش‌های دوقلویی كه زیرش چرخ دارد بیاور. اینجا این كفش‌ها خیلی گران است شاهد گفته بود: «چیزی نمی‌خوام فقط از ایران یك CD سیمین غانم بیار...»
آدرس مرجع

Fatal error: Call to a member function run_hooks() on a non-object in /home/guitar/public_html/anjoman/inc/functions.php on line 146