انجمن های تخصصی سایت گیتارینه

نسخه كامل: زندگینامه هایده
شما در حال مشاهده متن قالب بندي نشده هستيد.
برای مشاهده نسخه اصلی اینجا کلیک کنید
نام اصلی او سکینه دده بالا میباشد البته در برخی نسخ اسم او معصومه نیز آورده شده است

هایده در سال 1321 هجری شمسی در یکی از روستاهای کرمانشاه بدنیا آمد.



وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در



شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید.



هايده از سال 1345 فراگيری موسيقی و آوازخوانی را نزد موسيقيدان معروف علی



تجويدی آغاز کرد. تجويدی در ميان آهنگسازان ايرانی، معروف شده است به "کاشف



صداهای ناب"! البته صدا ها راکشف کرده، پرورش داده، معرفی کرده، ولی چند



صباحی نگذشته که آن ها را از دست داده است. يا خودشان به راه ديگر، غالبا راه



کاباره، رفته اند و يا "رنود" آنها را از او به غنيمت گرفته اند. هايده به گمان از آخرين



کشفيات درخشان تجويدی باشد. شانسی که هايده آورده، اين بوده که تجويدی



آهنگ تازه ای را در "مخالف سه گاه" و در پيوند با شعری برانگيزاننده از "رهی معيری"



آماده اجرا داشته است. اين ترانه با زير و بالاهايی که دارد، معرف دقيقی برای صدای



گسترده و پر توان هايده شده و صدای هايده نيز متقابلا ترانه "تجويدی - معيری" را



تاثير بيشتر بخشيده است.



هایده به گفته بسیاری دارای یکی از بهترین صداهای تاریخ موسیقی ایران بود.



زنده یاد هایده در 7 شهریور 1357 مانند بسیاری از هنرمندان دیگر وطن را به قصد



لندن ترک کرد و پس از مدتی به آمریکا رفت و کار هنری خویش را در آنجا ادامه داد.



مهاجرت به "شهر فرشتگان" (لس آنجلس) پس از انقلاب کار را ديگر يکسره کرد.



مهاجران مخاطب موسيقی آن قدر خسته و شکسته بودند که ديگر به ارزشها نمی



انديشند و تنها "تفريح و سرگرمی" می خواستند. سرمايه نيز در جايی به کار می



افتاد که مخاطب انبوه داشته باشد. بر بستری چنين تنيده از "تفريح و تجارت"



موسيقی معروف به "لس آنجلسی" به دنيا آمد و بيشتر خوانندگان مهاجر از جمله



هايده را نيز به خدمت خود درآورد.



سر انجام، در سی ام دی ماه  سال 1368 در شهر سانفرانسيسکو، به

سکته قلبی درگذشت و در گورستان "وست وود" لس آنجلس به خاک سپرده شد.
هایده در سال 1321 شمسی در یکی از روستاه ای کرمانشاه بدنیا آمد.وی کارش را در رادیو با برنامه های رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید.هایده به گفته بسیاری دارای یکی از بهترین صداهای تاریخ ایران بود.

زنده یاد هایده در 7 شهریور 1357 مانند بسیاری از هنرمندان وطن را به قصد لندن ترک کرد و پس از مدتی به امریکا رفت و کار هنری خویش را در آنجا ادامه داد...



هایده در سال 1321 شمسی در یکی از روستاه ای کرمانشاه بدنیا آمد.وی کارش را در رادیو با برنامه های رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید.هایده به گفته بسیاری دارای یکی از بهترین صداهای تاریخ ایران بود.

زنده یاد هایده در 7 شهریور 1357 مانند بسیاری از هنرمندان وطن را به قصد لندن ترک کرد و پس از مدتی به امریکا رفت و کار هنری خویش را در آنجا ادامه داد...تا این که در 30 دی 1368 با این که هنوز بیش از 47 بهاراز عمرش نگذشته بود در آمریکا بر اثر سکته قلبی دیده از جهان فرو بست و دوستداران خویش را در غم و اندوه فرو برد.

پیکر هایده در مراسمی با شکوه و با حضور هنرمندان زیادی در آمریکا به خاک سپرده شد.

"تلخ ترین خاطه هایده"

تلخ ترین خاطره من اینه که آهنگی از جهانبخش پازوکی به من پیشنهاد شده بود بخونم که ترجیح بند آن اینه"من خودم رفتنی ام"من به شدت به پازوکی پافشاری می کردم که من این آهنگ را نمی خونم،نمی دونم چرا دلشوره عجیبی داشتمچون می خواستم به مسافرت اروپا بیام و فکر حادثه ای مرا تعقیب می کرد،فکر می کردم،بیماری ای ،تصادفی و یا چیزی باعث شود که من برنگردم به ایران وهیچ وقت فکر نمی کردم چنین اتفاقی بیافتد و من تا امروز یعنی 6 سال نتوانم وطنم را ببینم.به هر صورت با با ناراحتی خیلی شدید رفتم روی صحنه و اونو اجرا کردم.7 شهریور ایران را به قصد لندن ترک کردم و نمی تونم براتون توضیح بدم که حالت من در اون ساعت و لحظه چگونه بود.

در سالهای پس از انقلاب،میان 1360تا1368 و شاید به سبب ترانه های غمیادانه(نوستالژیک)وطنی که می خواند،روز به روز بر شمار طرفدارانش در خارج از ایران افزوده می شد،هر چند که در داخل ایران نامش حتی از فهرست کتابهای مرجع زودوده شده بود.

هایده از سال1345 فراگیری موسیقی و آواز خوانی را نزد موسیقیدان معروف علی تجویدی آغاز کرد.تجویدی در میان آهنگسازان ایرانی،معروف شده است به"کاشف صداهای ناب"!البته صداها را کشف کرده،پرورش داده،معرفی کرده،ولی چند صباحی نگذشته که آنها را از دست داده است.یا خوشان به راه دیگر،غالباً راه کاباره،رفته اند و یا "رنود:آنها را از او غنیمت گرفته اند.هایده به گمان از آخرین کشفیات تجویدی می باشد.شانسی که هایده آورده،این بود که تجویدیآهنگ تازه ای را در"مخالف سه گاه"و در پیوند با شعری برانگیزاننده از "رهی معیری"آماده اجرا داشته است.این ترانه با زیر و بالا هایی که دارد،معرف دقیقی برای صدای گسترده و پرتوان هایده شده ونیز متقابلاً ترنه"تجویدی-معیر"را تاثیر بیشتر بخشیده است.نام این ترانه"آزاده"می باشد.

هایده،اگرچه در سالهای پیش از انقلاب همچنان روی صحنه ماند ولی بیشترین زمان وتوان خود را در خدمت"بازار"قرار داد که بیشتر به سود و زیان می اندیشید تا به ارزشهای آنها.

هایده،سرانجام،درسال1368در سانفرانسیسکو،به دلیل سکته قلبی در گذشت و در گورستان"وست وود"لس آنجلس به خاک سپرده شد.
هایِده واژه‌ای عربی است به معنای زن توبه کرده که با نگاه به نامهای آلمانی چون هایدی، هایدا و هایده در زبان فارسی رواج یافته‌است.


هایده در سن بیست و شش سالگی، در ۱۳۴۷، فعالیت حرفه‌ای خود را با خواندن ترانه «آزاده» اثر استادش علی تجویدی که بر روی آخرین سروده رهی معیری ساخته شده بود آغاز کرد. در عمل ورود وی به صحنه موسیقی ایران مدیون موفقیت خواهر کوچکترش مهستی بود. هر چند مهستی از هایده کوچکتر بود ولی کار هنری اش را زودتر از هایده شروع کرد و به دنبال موفقیت مهستی (با آهنکهایی چون «آنکه دلم را» ساخته پرویز یاحقی) هایده نیز تصمیم به ورود به دنیای موسیقی گرفت. اجرای ترانه «آزاده» با ارکستر بزرگ گلها در رادیو تهران آغاز کار هایده بود. وی پس از اجرای چندین اثر دیگر از تجویدی، از نخستین سال‌های دهه ۱۳۵۰ به خواندن ترانه‌های پاپ علاقه مند شد که بیشتر از ساخته‌های جهانبخش پازوکی، محمد حیدری و انوشیروان روحانی بودند.

ترانه‌هایی چون «نوروز آمد»، «سوغاتی» و «گل سنگ» از معروف‌ترین ترانه‌های هایده در آن دوران است. وی چندی پیش از پیروزی انقلاب راهی لندن شد و از ۱۳۶۱ در لس آنجلس به فعالیت ادامه داد. اجرای ترانه‌های نوستالژیکی که گویای حال ایرانیان از ایران گریخته و حتی ایرانیان مقیم داخل بود هایده را بیش از پیش محبوب ساخت.

موسیقی این ترانه‌ها اغلب از فرید زولاند، صادق نجوکی، آندرانیک، محمد حیدری، انوشیروان روحانی و ترانه‌ها سروده لیلا کسری (هدیه)، اردلان سرفراز، بیژن سمندر و ... بود؛ همچنین باید از منوچهر چشم آذر نام برد که تنظیم‌های هنرمندانه او موجب جاودانگی ترانه‌هایی چون «شانه‌هایت را برای گریه...»، «ساقی» و «یارب» شد.


پروفسور اریک نخجوانی درباره صدای هایده در دانشنامه ایرانیکا (Encyclopedia Iranica) می‌نویسد: «تلفیق قدرت حنجره و مهارت در تکنیک‌های آوازی، به صدای کنترآلتوی او جنس و طنینی نادر برای اجرای آواز داده بود. از آن گذشته، حس قوی او در زمان بندی موسیقایی، داشتن ریتم روان در اجرا و بیان شاعرانه و موثر موسیقایی، به او این امکان را داد تا هر ترانه‌ای را که می‌خواند به شکلی تأثیرگذار اجرا کند...»










از کنسرت‌های موفق هایده در خارج از ایران می‌توان به کنسرت ۱۹۸۲ با گروه سازهای ایرانی (به سرپرستی منوچهر صادقی) در دانشگاه یو.سی.ال.ای در کالیفرنیا، کنسرت‌های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۶ در آلبرت هال (به رهبری فرنوش بهزاد) در لندن و کنسرت ۱۹۸۶ در موزیک هاله (هامبورگ) اشاره کرد.


بیشتر ترانه‌های هایده به همت منوچهر بی بیان بنیانگذار و تهیه کننده برنامه‌های تلویزیون جام جم در لس آنجلس به صورت نماهنگ (موزیک-ویدئو)در آمد.


هایده در آخرین شب زندگی‌اش در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسیسکو همراه با پرویز رحمان پناه (تار)، عبدی یمینی (کیبورد)، سیامک پویان (تمبک) و ... برنامه‌ای بیاد ماندنی اجرا کرد. این برنامه سه ساعت و نیمه توسط خسرو مترجمی (بنیانگذار شبکه آموزشی آی.تی.سی در کالیفرنیا) فیلمبرداری شده‌است.

هایده در آخرین ماه‌های عمر خود مشغول ضبط یک آلبوم از ترانه‌های شاد از آثار جهانبخش پازوکی و حسین واثقی بود و در حالی که قراردادی نیز با سعید دیهمی (نوازنده پیانو) که سابقاً ترانه بیاد ماندنی «نامه» را برایش ساخته بود داشت راهی سان فرانسیسکو شد؛ سفری که دیگر بازگشتی نداشت...

هایده در روز ۲۰ ژانویه ۱۹۹۰ برابر با ۳۰ دی ماه ۱۳۶۸ ساعاتی پس از اجرای کنسرت در سالن کازابلانکا، بر اثر سکته قلبی درگذشت. او در گورستان وست وود با حضور هزاران نفر از ایرانیان مقیم آمریکا به خاک سپرده شد.
برای يافتن زندگينامه دقيق او سر در هر منبع موسيقائی فرو برديم که در اين سال های اخير تعدادشان نيز زياد شده است. چيز دندان گيری نصيب مان نشد. مثلا زاد روزش و زندگی پيش از خوانندگی اش را در اين منابع نيافتيم، ولی در همه آن ها به "تحقير" و تکرار آمده که نام اصلی اش "سکينه دده بالا" بوده است. گويی نام می تواند تعيين کننده کيفيت صدای او بشود!

هايده از سال 1345 فراگيری موسيقی و آوازخوانی را نزد موسيقيدان معروف علی تجويدی آغاز کرد. تجويدی در ميان آهنگسازان ايرانی، معروف شده است به "کاشف صداهای ناب"! البته صدا ها راکشف کرده، پرورش داده، معرفی کرده، ولی چند صباحی نگذشته که آن ها را از دست داده است. يا خودشان به راه ديگر، غالبا راه کاباره، رفته اند و يا "رنود" آنها را از او به غنيمت گرفته اند. هايده به گمان از آخرين کشفيات درخشان تجويدی باشد. شانسی که هايده آورده، اين بوده که تجويدی آهنگ تازه ای را در "مخالف سه گاه" و در پيوند با شعری برانگيزاننده از "رهی معيری" آماده اجرا داشته است. اين ترانه با زير و بالاهايی که دارد، معرف دقيقی برای صدای گسترده و پر توان هايده شده و صدای هايده نيز متقابلا ترانه "تجويدی - معيری" را تاثير بيشتر بخشيده است.

متن اين ترانه که "آزاده" نام دارد، آخرين کار موسيقائی " رهی معيری" است که در تب بيماری آن را سروده و کمتر در يک سال پس از آن، در آبان ماه سال 1347 درگذشت.


ترانه آزاده با صدای هايده، آهنگ از علی تجويدی با شعر رهی معيری


هايده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسيسکو، به سکته قلبی درگذشت

تجويدی خود در يک گفتگوی راديويی در شرح ساخت و پرداخت "آزاده" گفته است که رهی پس از آن که نيمی از ترانه را ساخنه، بيمار شده و بر اساس حالاتی که به خاطر آن کسالت در وجودش بوده، بقيه را با سوز و حال بيشتری تمام کرده است.

ترانه نشان می دهد که رهی، در بستر مرگ به تنها چيزی که برايش باقی مانده بود، می نازيده است به آزادگی:

- "يارب چو من افتاده ای کو؟ / افتاده آزاده ای کو؟/
تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آزاده ام، آزاده از غوغای هستی/
گلبانگ مستی آفرين/ هم چون رهی سر دادهام من/
مرغ شباهنگم ولی/ در دام غم افتاده ام من/
خندان لب و خونين مگير/ مانند جام بادهام/ آزاده ام من!..."

تجويدی در گفتگويی که با او داشتم گفت: "آزاده را هيچ خواننده ديگری نمی توانست چون هايده با چنين وسعت صدايی بخواند ... هايده با خواندن اين ترانه و چند ترانه ديگر که من به او دادم، توانست تحولی در ترانه خوانی و آواز خوانی ايجاد کند و تاثيرات تازه ای در موسيقی سنتی به وجود بياورد..."

راه ديگر

هايده، اگرچه در سالهای پيش از انقلاب همچنان روی صحنه ماند ولی بيشترين زمان و توان خود را در خدمت "بازار" قرار داد که بيشتر به سود و زيان می انديشد تا به ارزشها. تجويدی که زمانی به شکوه گفته بود که هر صدائی را که کشف می کند و می پروراند، بعدها بهره اش را به کاباره می برد. در عين حال گناه اين انحراف را پيش از آن که بر گردن خواننده ها بگذارد، از چشم جامعه می بيند:

"جامعه بود که اين ها را به سوی کاباره می کشانيد... من در شوراهای موسيقی می گفتم که حقوق اين ها را زياد کنيد تا احتياج به رفتن به کاباره نداشته باشند... ولی نکردند اين کار را... حقوق بسيار کمی مثلا 500 تومان به خواننده می دادند، در حالی که همين خواننده وقتی به کاباره می رفت شبی ده هزار تومان می گرفت... گناهی نداشتند... زندگی غير از اين را اجازه نمی داد..."


صدای هايده و برخی از ترانه های "غميادانه" او در سال های غربت، تسکينی در خور برای مهاجران و تبعيديان دلشکسته بوده است

هايده، پس از آزاده، چند ترانه ديگر نيز از تجويدی خواند و بعد سر و کارش به کاباره افتاد، از او جدا شد و به موسيقی به اصطلاح "مردمی"، نزديکتر شد. محمد حيدری، جهانبخش پارزکی، صادق نوجوکی و انوشيروان روحانی آهنگسازان ديگری بودند که صدای رسای هايده را در اجرای ترانه های خود به کار گرفتند. همان قدر که اين ها در راه "مردمی" شدن به هايده ياری رسانيدند، او نيز با صدای پر جاذبه خود سبب سکه شدن کار آن ها شد!

مهاجرت به "شهر فرشتگان" (لس آنجلس) پس از انقلاب کار را ديگر يکسره کرد. مهاجران مخاطب موسيقی آن قدر خسته و شکسته بودند که ديگر به ارزشها نمی انديشند و تنها "تفريح و سرگرمی" می خواستند. سرمايه نيز در جايی به کار می افتاد که مخاطب انبوه داشته باشد. بر بستری چنين تنيده از "تفريح و تجارت" موسيقی معروف به "لس آنجلسی" به دنيا آمد و بيشتر خوانندگان مهاجر از جمله هايده را نيز به خدمت خود درآورد.

اين حرف، بدان معنا نيست که در ترانه های غربتی هايده هيچ گوشه با ارزش دلنوازی وجود ندارد. در وهله اول بايد به جنس صدای ناب و کمياب او انديشيد که در همه بازمانده هايش يکسان مانده است، در اين دنيای "بی صدائی" و "بد صدائی" خود، نفس ارزش است!

هايده در اين هشت نه سالی که در مهاجرت به سر برد، دست کم توانست بخواند. اگر در ايران مانده بود سرنوشتی بهتر از "پريسا" و "هنگامه اخوان" پيدا نمی کرد که هنوز که هنوز است نمی توانند، آزادانه - و برای همگان - بخوانند، با آن که به دامنشان، پيرايه ابتذال نبسته اند!

صدای هايده و برخی از ترانه های "غميادانه" او در سال های غربت، تسکينی در خور برای مهاجران و تبعيديان دلشکسته بوده است.

هايده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسيسکو، به سکته قلبی درگذشت و در گورستان "وست وود" لس آنجلس به خاک سپرده شد.
دوستان در سایت مخصوص هایده او را متولد تهران ذکر کرده اند
آدرس مرجع

Fatal error: Call to a member function run_hooks() on a non-object in /home/guitar/public_html/anjoman/inc/functions.php on line 146