انجمن های تخصصی سایت گیتارینه

نسخه كامل: بیوگرافی خوانندگان خارجی
شما در حال مشاهده متن قالب بندي نشده هستيد.
برای مشاهده نسخه اصلی اینجا کلیک کنید
زندگينامه    
              EMINEM

مارشال بروس مترز سوم نام کامل امينم است.مارشال يکی از دست پرورده های فوق العاده با استعداد پيشکسوت و بزرگ رپ يعنی Dr.dre می باشد كه از سال ۱۹۹۹ تاكنون نامش به عنوان يكی از جنجالی ترين خواننده های رپ تثبيت شده است.امينم درك كنايه آميز و الفاظ برنده خود را با مهارت باور نكردنی اش تركيب كرده و با اين كار به تخليه عقده های كودكی پر رنجش پرداخته است.
می توان گفت كه موفقيتهای امينم از زمانی كه اولين اثر انفرادی خود را ۷ سال پيش به سمع و نظر Dr.dre رساند به يك پيروزی سراسری در سبك رپ بدل شد.بحث و جدلی كه بر سر اشعار وی سر گرفته بهترين تبليغی است كه يك موزيسين می تواند برای آثارش ترتيب بدهد.ضمن اينكه او اولين رپ خوان سفيد پوست هم به شمار می آيد و اين در حالی است كه بسياری از رپ خوانهای سياه پوستی كه هوش و ذكاوتی بيشتر از او نداشتند حتی حاظر نبودند كه برای او جايگاهی قائل شوند.
و اين موضوع در اوايل فعاليت برای او تنش های بسياری ايجاد كرده بود تا جايی كه استعدادهايش هميشه تحت شعاع شخصيت رسانه ايش قرار گرفته است.شخصيتی كه مخلوطی از يك نابغه درگير سو ء تفاهمات و يك انسان شورشی است.هر كدام از اينها در جايگاه خود می تواند درست باشد ولی اگر از نگاهی ديگر بررسی كنيم امينم يك تاثير انكار ناشدنی و عظيم بر هواداران سبك رپ كه تماماً از سياهان تشكيل شده گذاشته است.
EMINEM در نزديكی كانزاس سيتی در ۱۷ اكتبر ۱۹۷۲ متولد شد.او بهترين دوران كودكی خود را در حالی سپری می كرد كه با خانواده اش دائماً بين زادگاهش و ديترويت در حركت بودند و مدام تغيير مكان می دادند تا اينكه سرانجام در سنين نوجوانی شيفته رپ شد.او كار خود را از سن ۱۴ سالگی آغاز كرد و نمايشهايش را در زير زمين خانه دوست دبيرستانيش انجام داد.
اين دو نفر تحت عنوان (ام اند ام و ماينكس) شروع به فعاليت كردند كه خيلی زود به امينم تغيير نام داد.
مارشال نام امينم را از حروف اول اسم كوچك و بزرگ خود يعنی مارشال و مترز گرفته بود.به خاطر مرزهای اجتناب ناپذير نژادی كه نمی توانست يك رپ خوان سفيد پوست را پذيرا باشد امينم بايد ساده ترين راه را برای متقاعد كردن شنوندگان هيپ هاپ زير زمينی برمی گزيد.يعنی مبارزه و به قول خودمون كل كل كردن به صورت شعرهای فلبداهه با خوانندگان رپ سياه پوست.                
بعد از مدتی مبارزات با رپ خوانهای سياه پوست و بردن از اکثر آنها چنان جنبه عامه پسندی انتخاب کرد که مردم می خواستند نام او را برای خودشان انتخاب کنند.ولی به يکباره عمويش که Ronnie نام داشت خود کشی کرد و اين کار انگيزه ای شد برای خروج موقتش از دنيای رپ.ولی مدتی بعد بازگشت و دريافت که چند رپ خوان ديگر از او برای تشکيل يک گروه دعوت کرده اند.همين موضوع باعث شد که او در سال ۱۹۹۵ اولين ريکورد تک آهنگی منتشر شود.
يک خواننده رپ به نام Proof که در طرف دوم يک تک آهنگ با او همکاری کرده بود چنان از کارش لذت برده بود که از او برای پيوستن به گروهش که D12 نام داشت دعوت کرد.گروهی شش نفره که هر کدام از اعضای آن حتی در اجراهای انفرادی هم به هم کمک می کردند.هر چند اولين آلبوم امينم به نام (Infinite)=(لايتناهی) روال يکنواخت هنری اش را شکست اما با اندک نقدهای خوبی روبرو شد.او در بسياری از پيامهايی را که می خواست به صورت مثبت ارائه کند در قالب اسليم شيدی (Slim Shady) يا لاغر مرموز روانه بازار کرد.يک شخصيت ساختگی مغرور اما اصلاح شده که از بيان هيچ احساسی هراس ندارد.امينم به تدريج احساسات محرمانه و درونی اش را در کارهايش وارد کرد.مثلا مادرش را در ترانه ها متهم کرد که آسيبهای روحی و روانی بسياری به او و برادر کوچکترش وارد آورده است.
وقتی آلبوم The Real SlimShady EP وحشيانه را منتشر ساخت بازار موسيقی با کاری ر روح اما متوسط،شاد و تفکر برانگيز روبرو شد و در روند کاری و نوشتاری او از همين درونمايه شکل گرفت.
اين ريکورد در جريان موسيقی زير زمينی اثر زيادی گداشت و نه تنها شيوه صدای تو دماغی خواننده بلکه رنگ پوستش او را به جنجالی باور نکردنی تبديل کرد.اگر چه امينم در آن مسابقه سال ۱۹۹۷ در لس آنجلس رتبه دوم را در شيوه خواندن بدست آورد آما باعث شد که استعدادهايش توسط Dr.Dre که به پدر رپ زير زمينی معروف است شناخته شود.
امکانات اجرا و ضبط نوار بعدی او تا دو ماه بعد ميسر نشد.او پی از آن کاری برای Dre فرستاده بود و دره هم مشتاقانه با او تماس گرفت و در روز ملاقات Dre به خاطر رنگ پوست امينم عقب نشينی کرد و بيش از هنر او از سفيدی پوستش غافلگير شد.
اما ظرف فقط يک ساعت به چنان تفاهمی رسيدند که شروع به ضبط ترانه My Name Is کردند که در پاييز ۱۹۹۸ امينم با يکی از همکلاسی های سابقش ازدواج کرد و در آن زمان با (Kid Rock) در «شيطان بدون دليل» شرکت کرد تا سرو صدای پيرامونش را بيش از پيش بلند کند.
The Real Slim Shady LP آلبومی با فروش عالی در اوايل سال ۱۹۹۹ بود که با موفقيت تک آهنگ My Name Is همراه شد و اين روند با مقبوليت ترانه Guilty Consience يا عذاب وجدان در سال بعد و در يافت جايزه Plantium برای امينم ادامه يافت.                        
پس از اين نمايش گسترده جنجالی بزرگ بر سر محتوای اين آلبوم برپا شد.برخی منتقدين نقدهای خشونت آميز و کارتونی برای آن نوشتند.در حالی که بسياری ستايشش کردند و آن را حرکت بر روی لبه تيغ همراه با طنزی سورئال ناميدند.
آلبوم The Marshall Matters LP در تابستان ۲۰۰۰ منتشر شد و با فروش نزديک به ۱ ميليون کپی در هفته اول انتشار آماری عجيبی را رقم زد به طوری که سريعترين فروش رپ در آن دوران لقب گرفت.با همه جنجالها آلبوم وی در صدر جداول ايستاد ولی اشعار تحريک آميز وی مثل «Kim» باعث شد تا زندگی مشترکش پايان بگيرد.امينم در جشن سالانه گرمي٬آلبومش نامزد چندين جايزه شد و منتقدان وی که او را با التون جان در يک اجرای دو نفره در مراسم مشاهده کردند ناچار به سکوت شدند.
در سال ۲۰۰۱ او همراه با چند تن از دوستان قديمی ديترويتی دوباره D12 را تشکيل دادند و آلبومی را روانه بازار کردند.در اواخر سال ۲۰۰۱ نيز او ا به جلوی دوربين گذاشت و در فيلم 8mile سينما را آزمود.
فيلمی با برداشتی ضعيف از زندگی خودش به کارگردانی هوادار غير قابل تصورش يعنی کرتيس هانسون.
آلبوم بعدی وی يعنی The Eminem Show بحث و جدل های اندکی آفريد ولی فروشی اعجاز آميز داشت که بهترين فروش را در دوران زندگی اش داشت.مخصوصا ترانه های I'm A Soldier٬Cleaning Out My Closet٬Superman٬Sing For The Moment و Without Me مه مورد توجه بسياری قرار گرفت.
زندگينامه  
  
                  MADONA

مدنا لوئيس ورونيکاسيکن ترانه سرا و هنرپيشه در شانزده آگوست ۱۹۸۵ در بی سی تی در شهر فيلجی ميشيگان متولد شد. او موفق به کسب بورسيه تحصيلی در دبيرستان شد و در دانشگاه ميشيگان رقص را آموخت. در اواخر ۱۹۷۰ آنجا را ترک کرد و به نيويورک جافيکرد، آلوين آلی و پيرل لنگ خواندن و رقص آموخت. او در چندين فيلم ايفای نقش کرد و با گروه های موسيقی راک همکاری نمود.                                              
آلبوم او تحت عنوان مونا و نمونه پاکدامن در سال ۱۹۸۳ با بيش از ميليون ها کپی از هر نوع به فروش رسيد. او به خاطر صحنه های مبتذل و اجراهای ويدئويی معروف شد. در سال ۱۹۹۲ کتابش تحت عنوان جنسيت همراه با عکس های مبتذل از خودش و ديگران با موضوعات عاشقانه به چاپ رسيد. در اواخر ۲۰۰۰ آلبوم او تحت عنوان موسيقی منتشر شد که برنده چندين جايزه شد. در اوايل سال ۲۰۰۰ در فيلم بهترين موضوع بود که در کنار نزديکترين دوست واقعی اش راپرت ديورت ايفای نقش کرد، ستاره شد.            
در تابستان ۲۰۰۱ اولين تور جهانی خود را به مدت ۸ سال راه انداخت، تحت عنوان تور جهانی فراگير. در لندن ۲۰۰۲ به عنوان ستاره در فيلم کمدی که به وسيله نمايشنامه نويس استراليائی ديويد ويليام سان نوشته شد بازی کرد. در مارچ ۲۰۰۳ آلبوم او تحت عنوان زندگی آمريکائی منتشر شد. چند ماه بعدکتاب کودکانی تحت عنوان رزهای انگليسی منتشر کرد که به چهل و دو زبان به منظور توزيع در بيش از ۱۰۰ کشور به چاپ رسيد.                      
مدنا از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۸۸ با هنرپيشه ای به نام سين پن ازدواج کرد. او از دوست قبليش کارلوس لئون دختری به نام دوردس مريا لئون دارد. در سال ۲۰۰۰ با کارگردان بريتانيائی به نام گای ريچی ازدواج کرد. آنها صاحب پسری به نام راکو ريچی، در يازده آگوست ۲۰۰۰ شدند.
زندگينامه    
  
             CHESTER

Chester Charles Bennington متولد 20 ام مارچ سال 1976 است.
تو گروه Chazzy Chaz هم صداش ميكنن و همچنين به نام Chemist هم ميشناسنش.
Chester در 31 ام اكتبر سال 1996 با Samantha ازدواج كرده و از او يك پسر به نام Draven Sebastian داره كه متولد 19 ام آوريل 2002 هست.
Chaz اهل Phoenix در Arizona هست ولي در حال حاضر در Los Angeles واقع در California زندگي ميكنه.
قدش تقريبا 182 سانتيمتره.
اصليتش آمريكاييه.
يك برادر بزرگتر از خودش داره كه 39 سالشه.
Chester تعداد زيادي هم حيوانات خانگي داره.
Chaz در دبيرستان Greenway درس خونده ولي بعدا به دبيرستان Washington رفت و از همونجا هم در سال 1994 فارغ التحصيل شد.
بزرگترين مشغوليت فكري Chester موسيقيه او از سن 13 سالگي تمرين جدي بر روي صداش رو شروع كرد و اين تمرينها بي تاثير نبوده و در حال حاضر داراي يك صداي خوبه كه به نظر من Linkin Park يكي از دلايل موفقيت و محبوبيتش به خاطر صداي خوب و قوي Chester هست.
اولين وسيله موسيقي كه Chester شروع كرد به يادگيري پيانو بود.              
بتهاي او در موسيقي Robert Plant از گروه Led Zeppelin و Scott Weiland از گروه Stone Temple Pilots هستند. وقتي كه Chester پسر كوچكي بود هميشه تو خونه آهنگهاي گروه Depeche Mode رو ميخوند و تو روياهاش خودش رو پنجمين عضو گروه تصور ميكرد. گروه هاي محبوب وتاثير گذار بر روي او Stone Temple Pilots ( كه او آلبوم Misfits از اين گروه رو تاثير گذار ترين ميدونه ) و سه گروه ديگه كه از طريق برادرش ميشناسه ( كه 13 سال از او بزرگتره ) Loverboy, Foreigner و Rush هستند. آلبوم هاي مورد علاقه او 13 Songs از گروه Fugazi و Greatest Hits از گروه All Green و IV از گروه Led Zeppelin و The White Album از گروه The Beatles و Purple از گروه Stone Temple Pilots هستند.
Chester در گذشته يعني سال ۱۹۹۳ خواننده گروه Grey Daze بوده . Grey Daze يك گروه مردمي و شناخته شده بود كه ترانه هاشون از اكثر شبكه ها پخش ميشد و 2 تا آلبوم هم بيرون داد كه به صورت رسمي ثبت نشد. بعد ها Chester گروه رو به دلايلي ترك كرد. GD هم فقط در Arizona ( آمريكا ) شناخته شده موند و در حال حاضر هم يك خواننده جديد دارن كه زن هست و همچنين نام گروهشون رو به Waterface تغيير دادن.
همون طور كه در نوشته قبليم به نام Forming The Band گفتم طريقه ورود Chester به LINKIN PARK به اين صورت بود كه Mike Shinoda يك Demo براي Chester ميفرسته و ازش ميخواد كه روي Demo صداش رو ضبط كنه و Chester هم مهموني رو كه به خاطر تولدش گرفته بودن ترك ميكنه تا كار رو زودتر انجام بده پس از اينكه كار آماده ميشه با Mike تماس ميگيره و فرداي اون روز به LA ميره و به عضويت گروه در ميآد.
Chester ميگه كه هيچ وقت از گيتارش جدا نخواهد شد.
رنگ موي طبيعي Chester سياه هست ولي اكثرا , هم مدل و هم رنگ موهاشو عوض ميكنه.
Chaz عينكي هست و عينك ميزنه.
Chester خال كوبي هاي زيادي داره : Hybrid Theory Soldier بر روي ساق پاي راستش , عكس يك اژدهاي سبز رنگ بر روي ساق پاي چپش , زبانه هاي آتش قرمز و آبي بر روي مچ دست هاش , عكس نوعي ماهي ژاپني بر روي شانه هاش , عكس يك جانور سياه بر روي پشتش , عكس يك زنگ بر روي دست راستش.
يك حلقه هم بر روي دهانش داره .

             LINKIN PARK
جرقه هاي اوليه اين گروه به وسيله Mike و Brad با تشكيل گروه Zero زده شد. گروه Zero از Mike , Brad , Joe , Rob , Phoenix , و Mark تشكيل شده بود. كه البته Mark قبل از اينكه نام گروه ازZero به Hybrid Theory تغيير پيدا كنه گروه را ترك كرد اما ارتباطش رو با دوستاي قديميش قطع نكرد و هم اكنون هم در گروه Taproot فعاليت داره.
گروه Zero اولاي كار فقط براي تفريح و سرگرمي كار ميكردند اما كم كم مورد توجه دوستان و نزديكان قرار گرفتند. سپس يك Show در لس انجلس برگزار كردند وبا شركت Zomba Music قراردادي امضا كردند تا اولين شوي اونها رو تكثير و پخش كنه.
Zero با گروههايي مثل System Of A Down و SX-10 همكاري و همراهي ميكرد.
گروه Zero كم كم تو كارشون جدي تر شدن اما هنوز جذابيت لازم رو نداشتند و دست به تغييراتي زدند و دنبال يك خواننده جديد گشتند كه حدود دو سال بعد Chester وارد گروه شد و ورود او همراه بود با تغيير نام گروه از Zero به Hybrid Theory .
Chester قبلا در گروهي به نام Grey Daze فعاليت داشت كه موفق هم بود .            
گروه Hybrid Theory براي اينكه ببينه كاره Chester چطوره براش يك Demo ميفرستن تا روش بخونه و صدا گذاري و تنظيمات رو انجام بده Chester هم چونكه به كارش علاقه زيادي داشت به يك استوديوي ضبط ميره و در مدت 3 روز فعاليت حرفهاي Demo رو آماده ميكنه وپس از تماس واعلام اين خبر همه از شنيدنش شگفت زده ميشن وسپس ميگه كه بايد به كاليفرنياي جنوبي جايي كه يك ميهماني به مناسبت روز تولدش گرفتن پرواز كنه . Chester مهماني رو ترك ميكنه و كاري رو كه آماده كرده و همه مشتاق شنيدنش هستند رو براي اولين بار از پشت تلفن پخش ميكنه بعد از شنيدن همه راضي از نتيجه ازش دعوت ميكنن كه براي همكاري پيششون برگرده سپس گروه چند تا Demo ديگه هم با كمك Chester آماده ميكنه و به وسيله شركت Zomba كارهاي آماده شده رو تكثير و در اختيار مردم قرار ميدن.
حالا ديگه كاره گروه خيلي مورد قبول واقع شده بود و مورد توجه شركت Warner Brothers قرار ميگيرن و با هم قرارداد امضا ميكنن وگروه هم كه كم كم داشت خيلي معروف ميشد به فكر تعويض نام خود ميافته تا با گروهي به همين نام يعني Hybrid Theory اشتباه نشه پس LINKIN PARK رو برگزيد.حالا يه نكته جالب هم در مورد نام Linkin Park كه هميشه برام سوال بوده و دنبال جوابش بودم بگم
من هميشه به اين فكر ميكردم كه Linkin Park اصلا يعني چي چون اصلا معني تحت اللفظي نداره شايدم من زبانم ضعيفه خلاصه تو همين خماريها بوديم تا اين كه تو يه سايت خوندم كه ماجراش اينه كه اين آقاي Chester در يك منطقه و پاركي به نام Lincoln Park در Santa Monica واقع در كاليفرنيا كه مخصوص دوره گردها و بي خانمانها بوده زياد رفت و آمد داشته يعني پاتوقش بوده و چون از اسمش خوششون اومده گذاشتن Lincoln Park كه البته چون WebSite lincolnpark.com هم قبلا به فروش رفته بوده و خريدش هم گرون تموم ميشد و اينكه با گذاشتن نام Lincoln Park بعضي ها فكر نكنن كه اينها يك گروه محلي و دوره گرد هستن تلفظش رو كه همون Linkin Park نوشته ميشه رو خودشون گذاشتن .
زندگينامه    
  
  KING OF POP

مايكل يكي از معروف ترين  ومحبوب ترين خواننده ها در ايران است پس از توضيحات اضافي راجع به او خودداري ميكنم . مايكل جكسون كه هم اكنون 46 سال دارد كار خود را از 5-6 سالگي و به همراه گروه Jackson five آغاز كرد كه اين گروه متشكل از خانواده جكسون بود و كوچكترين آن ها كه مايكل نام داشت تبديل به مشهور ترين آن ها نيز شد . او درحاليكه تنها 24 سال داشت بعنوان King of pop انتخاب شد . لازم به ذكر است كه او سه مرتبه ازدواج كرده و مشهور ترين همسر او دختر الويس پريسلي سلطان بي رغيب راك اند رول جهان بود . مايكل داراي سه فرزند است . يك دختر و دو پسر به نام هاي prance michael 1 و prance michael 2 جكسون به تازگي با مشكلاتي مواجه شده . غير از مشكل دادگاه هاي او و اتهاماتش مي توان به بيماري او اشاره كرد كه به دليل جراحي پلاستيكي كه روي پوستش انجام داد به آن دچار شده و مشكل ديگر او از فرم افتادن بيني اش است و آن هم به اين دليل كه در سال 1997 دكترجراح مايكل در هنگام جراحي بيني او را شكست و هنوز كه هنوزه آن بيني براي مايكل بيني نشده است
زندگينامه    
  
      NIRVANA            

نيروانا لغتی است به زبان سانسكريت كه در آيين بودائی به معانی مختلفی چون حيات جاودان پس از مرگ يا رها شدن از خواهش های نفسانی به كار می رود.
كرت دونالد كوبين (Kurt Donald Cobain ) رهبر گروه نيروانا در ۲۰ فوريه ۱۹۶۷ در شهری به نام هاكوام (Haquaim ) واقع در ۱۴۰ كيلومتری جنوب غربی سياتل (Seattle) به دنيا آمد. مادر وی زنی خدمتكار و پدرش يك مكانيك بود. وی از ۲ سالگی علاقه قراوان خود را به موسيقی نشان داد و از همان سنين كودكي نيز شروع به يادگيری گيتار نمود. خانواده وی پس از مدتی به شهر بسيار آرام و دورافتاده ای به نام آبردين (Aberdeen ) مهاجرت كردند و در همان شهر دور افتاده بود كه بعد ها كرت به همراه عده ای از دوستانش گروه نيروانا را سامان دهی نمود.
اما تنهايی های طولانی مدت و زندگی در يك شهر دور افتاده و خلوت از كرت جوانی افسرده و معتاد به مواد مخدر ساخته بود و اين موضوع بر فعاليت های وی در زمينه موسيقی نيز بی تاثير نبود. اشعار نيروانا لبريز از نا اميدی و احساس حقارت بود و حكايت از روحيات سراينده خويش داشت و شايد همگی اين موارد دلايلی بودند كه در آينده، سرنوشت نا فرجام كرت را رقم زد.
اولين آلبوم نيروانا در ژوئيه ۱۹۸۹ تحت عنوان Bleach به بازار عرضه شد و موفقيتی به دست نياورد. ولی دومين آلبوم اين گروه با نام Never Mind كه در سپتامبر ۱۹۹۱ به بازار آمد و از استقبال بسيار خوبی مواجه شد و در مدتی كمتر از يك ماه بيش از ۵۰۰۰۰۰ نسخه از اين آلبوم به فروش رسيد. اين آلبوم همچنين در سال ۱۹۹۲ به عنوان آلبوم برتر نيز برگزيده شد. اين آغازی برای شهرت و كنسرت های متعدد گروه نيروانا به رهبری كرت كوبين بود.                    
آنان در سراسر كشور و بسياری از كشور های ديگر به اجرای كنسرت می پرداختند كه هر روز بيش از پيش بر شهرت و طرفداران آن می افزود. آلبوم های ديگر نيروانا به نام های  Incestiside . Inutero . Unpelugged به بازار عرضه شده اند و به شهرت نيروانا افزودند. ولی اين شهرت و صعود از پله های ترقی تنها ۵ سال به طول انجاميد. در آوريل ۱۹۹۴ همه چيز برای نيروانا به پايان رسيد. كرت پس از اجرای آخرين كنسرتش در اول مارس ۱۹۹۴ در شهر مونيخ آلمان به علت مصرف بيش از حد هروئين در مركز توانبخشی اگزودوس (Exodus ) بستری شد. بسياری علت اين كار وی را اقدام به خود كشی اعلام كردند. در ۸ آوريل همان سال تنها چند روز پس از مرخص شدن كرت از مركز توانبخشي، جسد وی در منزلش توسط سيم كشی به نام گری اسميت (Gary Smith ) كه برای سر كشی به آپارتمان او رفته بود پيدا شد. علت مرگ وی شليك گلوله بود و در كنار جسد او نيز يادداشتی به خط كوبين مبنی بر اقدام به خودكشی وجود داشت. اگرچه هنوز هم عده ای هستند كه كرت را قربانی يك جنايت  می دانند و پرونده قضائی وی در همان سال به عنوان خود كشی بسته شد. با مرگ كرت كوبين، گروه نيروانا برای هميشه از هم پاشيد و تنها نامی از آن به همراه ۵ آلبوم زيبا برای طرفدارانش به يادگار ماند.
Filomena Moretti
فیلومنا مورتی یکی از نوازندگان محبوب وشناخته شده در ایران میباشد شاید عمده محبوبیت وی حاصل نمایش کنسرتهای وی از تلویزیون Mezzo فرانسه میباشد . که بسیاری به اشتباه وی را نوازنده ای فرانسوی قلمداد میکنند. مورتی در سال 1973 در شهر Sassariایتالیا بدنیا امد .

وی با رتبه نخست از کنسرواتوار Sassari فارغ التحصیل شد و سپس تحصیلات خود را در زمینه گیتار و موسیقی با Ruggero Chiesaادامه داد .

وی در طول دوران نوازندگیش در مسابقات معتبری شرکت کرده است و در بسیاری از این مسابقات توانسته است مرتبه های نخستی را کسب نماید مانند:

1985 - 87 Premier Prix and « Mention Spéciale » at the Competition Mondovi
1991 Premier Prix « Golfo degli Angeli » at the Competition Cagliari
1992 Second Prix « E. Pujol » at the International Competition of Sassari
1993 Premier Prix at the International Competition of Stresa
1993 Second Prix at the Competition Fernando Sor de Rome
1995 Premier Prix et mention spéciale at the International Competition of d’Alessandria
1996 Premier Prix at the Competition de l’A.R.A.M.

وی در سال 1995 توانست نفر اول مسابقه معتبر pittaluga در ایتالیا نیز شود


در سال 1998 جایزه گیتار طلایی را بخاطر آلبومش د زمینه اجرای قطعاتی از فرناندو سوردریافت نمود

در سال 1993 زیر نظر استاد بلا منازع گیتار کلاسیک جهان Oscar Ghihlia در آکادمیSienne در ایتالیا اموخته هایش را در زمینه گیتار تکمیل نمود.

وی کنسرتهای بسیاری را در ایتالیا و سرتاسر اروپا داشته است و از طرف موسسسات موسیقی بسیاری نیز دعوت شده است مانند:

la Spiegelsaal du Museum für Künst und Gewerde in Hambourg

la Gartensaal du Château de Wolfsburg

Zittadelle de Berlin

Kiel, Varsovie (Fondation Chopin)

« Societa dei concerti » from the Verdi Conservatoire in Milan

“Salone della Musica” in Turin

Musicora in Paris.

در سال 1999 در ایتالیا به همراه نوازنده کاستانت Lucero Tena کنسرتهای متعددی را اجرا نمود و همچنین اجرای کنسرتو جولیانی با ارکستر Societa dei Concertiدر کنسرواتوار وردی میلان

شرکت در مستر کلاسهای آلریو دیاز - دیوید راسل - جولیان بریم - مانوئل باروئکو را میتوان در پرونده هنری وی دید.و دارای رپرتوار گسترده ای از قطعات تکنوازی و کنسرتو نیز میباشد.
نگاهى به موسيقى Egberto Gismonti نوازنده گيتار

پس از گذشت بيش از ۲۵ سال موسيقى Egberto Gismonti پيام آور فرهنگ خاص و غير متداول مى باشد. مهم اينست که موسيقى وى بيش از اينکه به يک مباحثه افراطى يا استدلال در سبک شناسى شبيه باشد، وابسته به احساس و در پى يافتن يک ارگانيسم مى باشد. همانند بدن انسان که جهت رشد و تغيير ادامه حيات مى دهد.

برزيل در مقام ريشه و خاستگاه اصلى کارهاى Egberto Gismonti نقش اساسى را ايفا مى کند و ميراث و سنتهاى اين کشور دليلى بر ادامه زندگى و آفرينش در کارهاى وى مى باشد.

در مقام يک پيانيست، زمانيکه نزد Nadia Boulanger معروفترين مدرس موسيقى در پاريس درس مى خواند، وى از او خواست که به زادگاهش بازگردد و به طور جدى به اکتشاف در فرهنگ ملى خود بپردازد. Egberto Gismonti پس از باز گشت به برزيل در مدرسه Samba رحل اقامت گزيد و به تفحص در فرهنگ Choros مشغول شد و چند سال در جنگلهاى آمريکاى جنوبى با سرخ پوستان Xingu زندگى کرد تا نجواى گيتار وى قابل تشخيص از ديگران باشد.

فرزند پدرى لبنانى و مادرى سيسيلى و متولد شهر کوچک Carmo در برزيل مى باشد. نواختن پيانو را از ۵ سالگى شروع و در کنار آن به فراگيرى کلارينت و فلوت پرداخت و به طور جدى به نواختن گيتار روى آورد.

پس از گذراندن دوره موسيقى در پاريس و بازگشت به برزيل به فرهنگ آن کشور پناه برده، با هنرمندانى همچون Arieto Moreira و Flora Purim همکارى نمود. همکارى پرثمر و طولانى Egberto Gismonti با کمپانى ECM در سال ۱۹۷۶ با ضبط کار تحسين برانگيز Danca das Cabecas با نوازنده برزيلى سازهاى کوبه اى Nana Vasconcelos شروع شد و در سال ۱۹۸۵ نيز کار ديگرى به نام Duas Vozes با همين نوازنده به بازار عرضه نمود. پروژه هاى بعدى وى با نوازندگان و آهنگسازانى همچون Collin Wallcot, Jan Garbarek, Ralph Towner و Charlie Haden بود که مهمترين اينها Folk Songs با همکارى Jan Garbarek و Charlie Haden مى باشد.
در سال ۱۹۸۱ با انتشار آلبوم Sanfona با گروه خود و آلبوم Solo به تنهايى، از دو زاويه متفاوت خود را به تصوير مى کشد.
در سالهاى ۹۰ آلبومهاى Infancia و Musica de Sobrevivencia مدرکى است دال بر تحول در گروه وى. در آلبوم Zig Zag به اجراى سه نفره Trio روى آورد که در آن Nando Caneiro به عنوان نوازنده گيتار و Zeca Assumpcao به عنوان نوازنده باس و خود وى با نواختن گيتار ۱۰ و ۱۴ سيمى و پيانو به هنرنمايى پرداختند.
سراسر زندگى موسيقيايى Egberto Gismonti کار جهت دست يافتن به شيوه هاى جديد و اصلاح آنها در دو زمينه موسيقى بومى برزيل و موسيقى جهانى بوده تا بتواند قابل فهم براى همگان باشد.
آلبرت کينگ : سلطان چپ دست
آلبرت کينگ با 6 فوت و 4 اينچ (193 سانتي متر) قد و 118 کيلوگرم وزن با صدايي خشن و در عين حال جذاب يکي از بزرگ ترين نوازندگان بلوز چه از لحاظ جثه بزرگ و چه از جهت نوازندگي خارق العاده به شمار مي آيد. او که به «بولدوزر مخملي» شهرت يافته بود در کنار «بي بي کينگ» و «فردي کينگ» با هم لقب سه سلطان بلوز را يدک مي کشيدند.

تقريباً تمام گيتاريست هاي مدرن بلوز نمي توانند براي مدتي بدون استفاده از کليشه هاي بي بي کينگ دوام بياورند. هر چند در مورد آلبرت کينگ که از ابتدا سبک و صداي منحصر به فرد خود را داشت مساله چنين نيست ولي تاثير او نيز بر نوازندگان سياه و هم سفيدپوست مشهود است، بدون وجود او موسيقي گيتار مدرن امروز به اين شکل درنمي آمد.

آلبرت نلسون (کينگ) در 25 آوريل 1923 در ايندياناي مي سي سي پي به دنيا آمد. ساز مورد علاقه اش گيتار الکتريک بود و گيتار مورد علاقه اش يک گيبسن V بود که خودش آن را لوسي مي ناميد. او که نوازنده يي چپ دست بود معمولاً با گيتار راست دست مي نواخت. البته در سال هاي آخر از يک ساز سفارشي چپ دست استفاده مي کرد.

اولين سازش را حوالي 1931 به مبلغ يک دلار و 25 سنت خريده بود. در آن سال ها آلبرت هنوز نوازنده نبود و به مشاغل گوناگوني مانند مکانيکي و رانندگي بولدوزر مشغول بود. در اواخر دهه 40 او ساکن آرکانزاس شد و در همانجا در يک گروه محلي تحت عنوان In the Groove Boys شروع به کار کرد سپس به شمال امريکا رفت و در گروه «جيمي ريد» به درام نوازي مشغول شد و کارهاي تکي خودش را با گيتار ضبط مي کرد؛ قطعه هايي همچون Lonesome in my bedroom و Bad luck blues که هر دو در سال 1951 ضبط شدند از اين جمله اند. در همان دوران کينگ به سنت لوئيس رفت و گروه ديگري تشکيل داد ولي تا 1959 هيچ اثر جديدي ارائه نکرد.

اوايل دهه 60 با چندين شرکت موسيقي کوچک قرارداد بست که از آن ميان King,s recordsدر سال 61 آلبوم راک و بلوز The Big Blues را براي کينگ تهيه کرد. کمپاني Stax جايي بود که کينگ پس از امضاي قرارداد با آن تا سال ها کارهاي او را تهيه و پخش مي کرد. سال 66 کينگ يکي از اعضاي نام آور ارکستر ممفيس شده بود. همان سال او با استفاده از بعضي از بهترين شاهکارهايش مانند Laundromat Blues آلبوم Born Under a Bad Sign را منتشر کرد. آلبرت کينگ تصميم به حضور در ميان تماشاچيان سفيدپوست گرفت و مارس 1968 در اولين برنامه شو Fillmore east در کنار تيم باکلي و بيگ بïرادر حاضر شد سپس در1969 با ارکستر سنت لوئيس که شامل 87 نوازنده بلوز بود برنامه يي برگزار کرد و تا ژوئن 1971 که کنسرتي (Live Wire/Blues Power) را در Fillmore west اجرا کرد همچنان در بين تماشاچيانش بود.

طي اين سال ها آثار او توسط جان مايلا و ديگران بارها بازنوازي شد. دهه 70 آلبرت از Stax خارج شد و در مدت دو سال با دو شرکت ديگر قرارداد بست. در همين دوران رکوردهاي فروش مختلفي براي بعضي از کارهاي تکي اش کسب کرد که نسبتاً بالا بودند. سال هاي بعد تقريباً با بيشتر نام آوران آن دوره کارهاي گوناگون اجرا کرد و شاگردان زيادي به عرصه بلوز معرفي کرد از جمله همکاري اش با هنرمند به يادماندني و قدرتمند بلوز «جان لي هو کر».

تاثير آلبرت کينگ را بر گيتاريست هاي بلوز نمي توان ناديده گرفت زيرا بسياري از آنها تا جايي رسيدند که خود از نام آوران اين عرصه شدند براي مثال اريک کلاپتون، جيمي هندريکس که خود صاحب سبک بودند، مک تيلور، مايک بلومفيلد، گري مور و به ويژه استيوي ري وان که بيشترين الهام را از کينگ گرفت و اکثر آثار آلبرت کينگ را بازنوازي کرد همچنين در چند اجرا کينگ را ياري کرد.

اريک کلاپتون مي گويد بعضي از قطعات آلبوم Disraeli Gears (1968) را تحت تاثير و الهام از آلبرت کينگ ساخته است. سال 1990 آلبرت، گري مور گيتاريست را به همکاري گرفت و تا آخرين روزهايش در 1992 با او کار مي کرد. آلبرت نلسون کينگ در 21 دسامبر 1992 در شهر تنسي ممفيس با 69 سال سن بر اثر سکته قلبي درگذشت و گستره موسيقي را تنها گذاشت. او که تا روزهاي آخر زندگي اش از فعاليت بازنايستاده بود در مراسم خاکسپاري اش توسط شاگردش «جو والش» تجليل شد؛ والش قطعه يي را با گيتار الکتريک بر سر مزار استاد اجرا کرد و طي سخناني گفت؛ کينگ مي توانست با حضورش و صداي آمپلي فايرش ادي ون هلن (گيتاريست متال آن دوران) را از صحنه موسيقي به بيرون پرتاب کند.

اين جمله براي ضربه زدن به ون هلن نبود تنها بيانگر تفاوت بين قدرت تاثيرگذار و رساي نوازندگي آلبرت کينگ با گيتاريست هاي مشهور راک و هوي متال آن دوره بود. آلبرت و بي بي کينگ در نام، فاميل و لقب مشترک بودند ولي نسبت فاميلي نداشتند با اين حال هر دو موزيسين سبک راک و بلوز بودند و همواره سرمشق نوازندگان ديگر اين سبک هستند. آلبرت کينگ هنوز از نام آوران و ستارگان سالن هاي راک اند رول است. فعاليت او در کمپاني Stax هرگز يکنواخت نبود و جذابيت بي پايان کارهاي او را تقريباً در هيچ نوازنده يا گروه بلوز ديگري به ياد نداريم


جان مک لافلین (John McLaughlin)در 4 ژانویه سال 1942 یورکشایر انگلستان متولد شد. بسیاری وی را با خواننده و نوازنده پاپ/راک با عنوان Jon McLaughlin اشتباه میگیرند! اما جایگاه جان مک لافلین گیتاریست جز همواره در تاریخ موسیقی جز بعنوان یکی از برترین ها جاودان شده است.

در دهه شصت یکی از عمده فعالیت های وی در زمانی که جوان بود نوازندگی در سبک جز و بلوز در لندن بود و برای خودش به عنوان نوازنده ای صاحب سبک و مستقل با لهجه نوازندگی انگلیسی مبدل شده بود.

در لندن وی آلبوم Extrapolation را به همراه John Surman و Tony Oxley در سال 1969 منتشر نمود که در آن مک لافلین سعی نموده بود تا تکنیک و مهارت بالای خود را در نوازندگی و همچنین استفاده از هارمونی غریب و ناشناخته استفاده نماید.

در سال 1969 به آمریکا مهاجرت نمود و به گروه Tony Williams پیوست؛ اما به همکاری با گروهها و نوازندگان دیگر نیز علاقمند بود تا اینکه در آلبومهای In A Silent Way و Bitches Brew مایلز دیویس بعنوان نوازنده میهمان در چند قطعه به نوازندگی پرداخت که با گروه مایلز دیویس نیز این قطعات را بصورت زنده نیز اجرا نمود که آلبومها توانست فروش قابل توجهی را بدست آورد و نظر بسیاری را به خود جلب نماید.

از جمله نوازندگان و گروههای که وی با آنها در آن زمان فعالیت نمود میتوان به: Miroslav Vitous, Larry Coryell, Wayne Shorter, Carla Bley, The Rolling Stones اشاره نمود.

اما اینبار نوبت آن رسیده بود تا وی توانایی های خویش را بعنوان یک موزیسین جز نشان دهد آلبوم Devotion در سال 1970 و زیر نظر کمپانی Douglas Records منتشر شد.

موسیقی زنده و پر انرژی که نشانه های تلفیق نیز در آن دیده میشد. اشخاصی که وی را در این آلبوم همراهی نمودند Larry Young نوازنده ارگ (که در حقیقت با این آلبوم وی به دنیای موسیقی معرفی شد و بعنوان یار همیشگی جان مک لافلین در بسیاری از آلبومها و کنسرتهای وی حضور داشت) نوازنده گیتار باس Billy Rich و درامر گروه Buddy Miles که در سابق با جیمی هندریکس همکاری مینمود.

اعضای این گروه با آنکه جوان بودند اما همگی به تجربه کافی در موسیقی جز رسیده بودند و ثمره آن نیز آلبومی درخشان بود که شروعی برای موفقیتهای جان مک لافلین در عرصه موسیقی جز بود. اما آلبوم دوم My Goal's Beyond in the U.S وی کاملا با Devotion متفاوت بود، او در این آلبوم به سمت و سوی موسیقی تلفیق موسیقی جز و موسیقی کلاسیک هندی روی آورده بود!پ

در قسمتی دیگر از این آلبوم وی قطعات برخی از آهنگهایی که بر رویش تاثیر گذاشته بودند اجرا نمود که سرشار از بداهه نوازی ها و ملودی هایی بود که خلاقانه بر اساس تم اصلی خلق نموده بود.

قطعاتی از نوازگانی چون : "Something Spiritual" (Dave Herman), "Hearts and Flowers" (P.D. Bob Cornford), "Phillip Lane," "Waltz for Bill Evans" (Chick Corea), "Follow Your Heart," "Song for My Mother" and "Blue in Green" Miles Davis.

My Goal's Beyond تحت تاثیر پیروی از رهبر فکری وی Sri Chinmoy که یکی از فیلسوفان هندی بود و توسط مدیر برنامه های لری کوریل به مک لافلین معرفی شده بود ایجاد شد. مک لافلین بشدت شیفته موسیقی و سنت های هند بود که باعث شد تا چندین سال زندگی در هند با نوازندگان و موزیسین های این خطه از دنیا به همراهی بپردازد (گروه شاکتی و نوازندگی به همرا ذکیز حسین نوازنده طبلا از ثمرات این علاقمندی های وی بود).

در دهه 70 وی گروهی را تشکیل داد که اعضای آن Jerry Goodman ( ویولون), Jan Hammer (کیبورد), Rick Laird (باس), Billy Cobham (درام) بودند که بیشتر به اجرای قطعات تکنیکال و همچنین اجرای تلفیقی موسیقی جز و راک با توجه به هارمونی موسیقی غربی و موسیقی هند میپرداختند. در این دوره مک لافلین بیشتر از آنکه به بیان موسیقی توجه کند به تکنیک بها میداد اجرای تکنوازی های سریع با استفاده از گامهای مهجور و بیگانه در موسیقی پایه و اساس کارهای وی را شکل میداد.

بشنوید قسمتی از نوازندگی مک لافکین را

اما تجربه کار با این گروه و اجرای قطعاتی تک بعدی برای وی خسته کننده شده بود. او گروه شاکتی را بر روی صحنه آورد. داشتن معلومات در زمینه موسیقی وسالها نوازندگی veena (یک ساز هندی) باعث شد، فعالیت هنری وی وارد مرحله ای جدید شود.

اما سبک جدید کاری وی را نمیتوان به درستی مشخص نمود! شاید عنوان موسیقی جهانی برای آن مناسبتر از موسیقی جز و یا هند باشد چون تلفیقی از همه نوع موسیقی بود.

جان مک لافلین جدا از اینکه نوازنده ای متبحر بود، موزیسینی با خلاقیت و تفکرات جدید بود وی همواره به دنبال خلق و یافتن موسیقی جدید و همکاری با نوازندگان مختلف بود که میتوان به همکاری وی با کارلوس سانتانا و تشکیل گروه رویایی Guitar Trio همراه با پاکو دلوسیا و ال دی میولا اشاره نمود.

بشنوید قسمتی از نوازندگی همنوازی مک لافکین با ال دی میولا و پاکو دلوچیا را

اما در این جا باید به این نکته اشاره کرد که برخلاف دیگر همتایانش وی توجهی به دنیای تجاری موسیقی نداشت و این تفکر برای نوازنده ای مشهور در آمریکا، واقعا تحسین آمیز میباشد! در حال حاضر وی به مشغول ضبط آلبوم و همراهی با گروههای جوان به عنوان رهبر است و دی وی دی تصویری آموزشی اش نیز به یکی از منابع اصلی برای نوازندگی جز مبدل شده است.
گفتگوی هارمونیک


Bee Gees که مخفف برادران گیب میباشد (Brothers Gibb) گروهی سه نفره متشکل از بری - روبین و موریس گیب است. شاید برای بسیاری این نام زیاد آشنا نباشد اما باید بدانید که این گروه یکی از محبوبترین گروههای تاریخ موسیقی است!

آنها از خانواده ای انگلیسی به دنیا آمدند و دوران کودکی خود را در استرالیا بودند، جایی که فعالیتهایشان را در زمینه موسیقی آغاز نمودند.

اما استعداد ذاتی این سه برادر در خوانندگی از همان دوران خودش را نشان داد. در یک برنامه که قرار بود آنها بجای چند نفر دیگر تنها لب خوانی کنند، موریس صدای ضبط را قطع کرد و خود ترانه را خواند که بسیار مورد توجه و تشویق حاضران روبرو شد!

بشنوید قسمتی از اجرای گروه بیگیس را

این روند را ادامه دادند و در مراسم مختلف و یا جشنها و فستیوال ها این سه برادر با هم ترانه هایی را می خواندند. این فعالیتها در ابتدا تنها برای کسب درآمد کوچک برای عده ای نوجوان محسوب میشد.

در طی این قبیل اجراها Bill Goode که خوانندگی آنها را در سیرک اسپیدوی مشاهده کرده بود آنها را به رادیو DJ Bill Gates معرفی نمود و عنوان بی جیز که مخففی است از نام برادران گیب را بر روی آنها نهاد، این اتفاق باعث شد در سال 1960 شوهای تلویزیونی و همچنین برنامه در پاتوق های موسیقی ساحل را اجرا نمایند.

در این میان بری، با استعدادی که در ترانه سرایی داشت توانست نظر مثبت Col Joye که یکی از ستارگان آن دوره در استرالیا بود را جذب نماید و وی به این برادران کمک نمود تا بتوانند در فستیوال سال 1963 آثار خود را تحت عنوان گروه بی جیز ضبط نمایند و در طی چند سال توانستند چندین آهنگ را ضبط نمایند اما خانواده تصمیم گرفته بود که به انگلیس برگردد و این موجب ناراحتی آنها شده بود؛ در هر حال با بازگشت به انگلیس شانس بزرگی برای این سه برادر بوجود آمد، آنها متوجه شدند که یکی از قطعاتشان بعنوان Spicks and Specks توانسته است در استرالیا رتبه یک را کسب نماید!

اما مهمترین اتفاق در این زمینه این بود که، قبل از ترک استرالیا، نمونه ای از کارهای آنان به Brian Epstein مدیر برنامه های گروه بیتلز و مدیر فروشگاه و کمپانی NEMS ارسال شده بود؛ وی نمونه کار را به Robert Stigwood که به تازگی به NEMS آمده بود داد که با مشاهده آثار، برادران با قراردادی پنج ساله زیر نظر این شرکت رفتند و آلبومها و ترانه هایشان را شروع به ضبط کردن نمودند.

Stigwood که آینده درخشانی را در این سه برادر میدید آنها را با گروه بیتلز مقایسه مینمود! در زمانیکه بیتلز در دنیای موسیقی حکومت میکردند این مقایسه بنوعی بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت اما مهمترین اتفاق و شاید سیاست استیگوود این بود که یک آهنگ از آثار بی جیز را برای ایستگاه رادیویی DJs بدون هیچ عنوانی از گروه و تنها با نام قطعه ارسال نمود.

دست اندرکاران این ایستگاه فکر نمودند که این آهنگ یکی دیگر از آثار جدید بیتلز میباشد که باعث شد مانور تبلیغاتی بالایی برای آن درنظر بگیرند و این کار موجب قرارگیری این آهنگ در بین 20 ترانه برتر در آمریکا و انگلیس شد و بعد از مدتی آنها متوجه این اشتباه شدند که در حقیقت گروه بی جیز بوده و نه بیتلز! اما آنزان متوجه شدند که گروه دومین آهنگ خود را با عنوان To Love Somebody منتشر نموده که با توجه به مطرح شدن این گروه، این آهنگ نیز توانست بسرعت در بین 20 آهنگ برتر قرار گرفت. ( این قطعه توسط صدها خواننده در سراسر دنیا بازخوانی شده است که میتوان به خوانندگانی چون Rod Stewart, Janis Joplin, The Animals, Nina Simone و Michael Bolton اشاره کرد)



اما آلبوم اول آنها توانست در آمریکا رتبه هفت و در انگلیس رتبه هشت را کسب نماید و این آغاز راهی بود که گروه بی جیز را به افتخاری ابدی راهنمایی کرد.

بشنوید قسمتی از اجرای گروه بیگیس را

آلبومهای این گروه در طی این سالها با فروش بیش از 220 میلیون نسخه به آسانی آنان را در لیست پرفروش ترین آثار هنرمندان تاریخ موسیقی قرار داد و بالاتر از آنها تنها الویس پریسلی - بیتلز - مایکل جکسون و پل مک کارتنی قرار گرفته اند که نشان دهنده محبوبیت فوق العاده بی جیز در سراسر دنیا میباشد.

معرفی گروه:
بری گیب خواننده و نوازنده گیتار

روبین گیب هیچگاه بر روی صحنه ساز نمیزند و تنها میخواند اما وی بصورت خصوصی و شخصی ویلونسل - پیانو و چند ساز دیگر را مینوازد!

موریس گیب خواننده و نوازنده گیتار ریتم - گیتار باس - پیانو و کیبورد و حتی درام بود و قطعاتی را نیز با این سازها ضبط نموده است اما در دهه 70 وی تنها گیتار باس مینواخت و در سالهای 1986 معمولا کیبورد مینواخت.

آما دیگر نوازندگان این گروه که همکاری طولانی مدتی با بی جیز داشتند عبارتند از :
* Colin Petersen — درام 1967–69
* Vince Melouney — گیتار ریتم 1967–68
* Geoff Bridgeford — درام 1969–72
* Alan Kendall — گیتار 1971–80, 87–01
* Dennis Bryon — درام 1974–80
* Blue Weaver — کیبورد 1975–80

که ده ها نوازنده دیگر نیز با این گروه همکاری مقطعی نیز داشتند.

جوایز
* 1977 بهترین اجرای پاپ ( خواننده ) - "How Deep Is Your Love"
* 1978 بهترین اجرای پاپ ( خواننده )- "Saturday Night Fever"
* 1978 برترین آلبوم سال - "Saturday Night Fever"
* 1978 برترین تهیه کننده سال - "Saturday Night Fever"
* 1978 بهترین تنِم برای آواز - "Stayin' Alive"
* 1980 بهترین اجرای پاپ ( خواننده ) - "Guilty"
* 2000 تقدیر از یک عمر فعالیت هنری
* 2003 Legend Award
* 2004 Hall Of Fame Award - "Saturday Night Fever"

نام آنها در سال 1997 در تالار مشاهیر راک اند رول ثبت شده و در طی این سالها جوایز مختلفی را کسب نموده اند که میتوان به دریافت جایزه گرمی در سالهای مختلف اشاره کرد.

منبع: ویکیپدیا انگلیسی
صفحات: 1 2 3
آدرس مرجع

Fatal error: Call to a member function run_hooks() on a non-object in /home/guitar/public_html/anjoman/inc/functions.php on line 146