انجمن های تخصصی سایت گیتارینه

نسخه كامل: نوازندگان
شما در حال مشاهده متن قالب بندي نشده هستيد.
برای مشاهده نسخه اصلی اینجا کلیک کنید
سخنی درباره ملیحه سعیدی مدرس، نوازنده "قانون"، آهنگساز و پژوهنده ی موسیقی

  
آه ای موسیقی عرشی سرود

از کجای عرش می آیی فرود

چون فرو می آیی از آفاق عرش

می بری بالا مرا تا ساقِ عرش

جان فزا می آیی ای زود آشنا

ای بدین زود آشنایی دیرپا


شاید انسان، تنها جانداری است که همواره برای بیان ِ هنرمندانه اندیشه و احساسات خود، پی یافتن ابزارهای صدا دهی (سازها) بوده و از این راه به ساختن سازهای گوناگون برخاسته است.
صداهایی که همواره و از آغاز در ژرفای هستی ی طبیعت، حضور داشته و با انسان در ارتباط بوده است؛ مانند صدای پرندگان، نوای خوش نسیم، زمزمه ی جاری رود، بازتاب امواج دریا برهم و بر سینه ی ساحل، ترنمِ نم نم باران و بسیار نواهای شورانگیز و دلنشین دیگر طبیعت. انسانِ ابزار ساز که بر اثر شنیدن چنین نواهای احساس و اندیشه برانگیزی دگرگون می شد و از لذت شنیدن چنین صداهایی به شور و شادی و اندوه در می آمد، بر آن شد تا خود به تولید دستگاههای ایجاد صدا برآید. پس به پیرامون خود خیره و به کشف چنین وسایلی چیره گشت. شاید "نی" را که در نیزارها، با پیچیدن باد در آن، به صدا در می آمد، برای آزمایش بیان ناله های خود، پیش از ابزارهای دیگر، در نواحی مناسبی، پیدا کرده است! شاید پوست کنده شده و خالی ی درختان را برای درآوردن صدای طبل و تنبک و دیگر سازهای کوبه ای امروزی، به اختیار و آزمایش گرفته است و شایدهای بسیار دیگر.                    
موسیقی دان برجسته ی ایرانی، "روح الله خالقی"، در کتاب با ارزش خود "نظری به موسیقی" چنین آورده است:

"انسان پس از آن که آواز پرندگان خوش الحان را شنید و از آن محظوظ گردید و مفتون نازک کاری شاهکارهای طبیعت شد، خواست از آن اصوات تقلید کند، زیرا شنیدن آن نغمات همیشه برای او میسر نبود. پس قبل از آن که به خیال اختراع و ایجاد آلت موسیقی برآید، مانند طیور از حنجره ی خود که آلت طبیعی موسیقی است، استفاده کرد و شاید زمزمه و صوتِ او که در ابتدا ناهنجار و بی تناسب ولی برای خودش مطبوع و سبب حظ خاطر بود، به تدریج خوشایندتر گردید، سپس برای آن که همه کس خوش صوت نبوده، برای هر که خوب می خوانده، امتیازی پیدا شده و شاید آنهایی که از صوت طبیعی دلپسندی محروم مانده اند در نتیجه ی کنجکاوی یا در اثر تصادف به اختراع سازی نایل آمده اند. مثلا وزش باد در چوب مجوفی به انسان تعلیم داد که اگر قطعه چوبی را سوراخ کند و با نفس خود در آن بدمد، صدایی از آن شنیده خواهد شد. پس رفته رفته سازی شبیه به نی که آن را قدیمی ترین آلتِ موسیقی بشر دانسته اند، ایجاد شد. همچنین وزش باد در تار عنکبوتی که بر درختی تنیده شده بود، انسان را راهنمایی کرد که اگر ریسمانی را از دو طرف محکم ببندد و آن را به حرکت درآورد، صدایی از آن شنیده می شود و شاید این اولین قدمی بود که در ساختن سازهای زهی به کار رفت . . ." (نظری به موسیقی ـ روح الله خالقی ص 2 )
پی گرفتن تاریخچه ی آفرینش سازها، از آن میان، سازِ "قانون" از آغاز تا به امروز، جذاب و خواندنی است. کتابهایی مانند "فرهنگ سازها" اثر حسین علی ملاح و "تاریخ موسیقی ایران" نوشته حسن مشحون در این زمینه با ارزش و راه گشاست. ملیحه سعیدی در کتابِ خود به نام "آموزش قانون" با نظر و همکاری استاد حسین دهلوی به پیدایش و تاریخ تکامل این ساز پرداخته و در بخشی از پیش نوشتار کتاب چنین آمده است:
قانون یکی از قدیمی ترین سازهای ایرانی است که توانایی ی بیان گوشه های موسیقی ایرانی را دارد، ولی متاسفانه مدت مدیدی است که در سرزمین ما ناشناخته مانده، در حالی که در کشورهای همجوار سالهاست که از این ساز استفاده شده است. تقریبا از نیم قرن پیش تاکنون، موسیقی دانان ایرانی به اجرای این ساز روی آورده اند، اما با وجود این که زمینه ی کار اینان بر نغمه های موسیقی ایرانی مبتنی بوده است، به دلیل تقلید ناآگاهانه از روش و سبک نوازندگی موسیقی عربی، این پندار اشتباه به وجود آمده که ساز قانون عربی است و آن را باید به شیوه های عربی نواخت، حال آن که این سبک در قانون نوازی، علاقمندان به موسیقی ایرانی را فرسنگ ها از شناخت اصول و ظرایف این ساز که کاملا با موسیقی ایران منطبق است، دور می سازد. ایشان در همین کتاب به نکته های دقیق و بحث انگیزی می پردازند که ذهن هنرمندان خلاق و آفرینش گر را از ژرفا برمی انگیزد. از این گونه: از آن جا که نوازندگی بر روی هر ساز و بیرون کشیدن "نغمه"های گوناگون از آن، گذشته از توانایی و مهارتِ نوازنده بستگی به امکانات و موانعی دارد که در خود ساز و ساختمان آن نهاده شده است، اینک باید اندیشید در ساز قانون که قرن ها خارج از سرزمین ایران، در کشورهای عربی زبان، ترک زبان و ارمنی زبان، بیرون از مسیر موسیقی ایرانی به رشد و تکامل خود ادامه داده و "بیانی" غیرایرانی یافته است، آیا می توان آن را به سازی با بیان موسیقی ایرانی تبدیل نمود؟ به این پرسش حساس خانم ملیحه سعیدی در کتاب آموزشی خود، به دقت پاسخ گفته و برای کسانی که می خواهند نگاهی تخصصی به شکل امروزی این ساز داشته باشند، مرور چنین کتابی راه گشاست.
ارتباط دیگر ایشان با سازِ قانون، آهنگسازی و بازآفرینی است. وقتی اثر تازه تر او را، خانم مینو دانش پوی، از دانش آموخته گانِ کُر و اپرای پیشینِ ایران، در اختیارم گذاشت که مجموعه ای است از بازسازی آهنگ های محلی ایران، با هم خوانی خانم پری زنگنه، دیگر نتوانستم در برابرِ این کوشش پیگیر و هنرمندانه، آن هم در زمان و مکانی که از گرفتاری های دست و پاگیرش، برای پرداختن به موسیقی باخبریم، تاب بیاورم و ساکت بمانم. برای درک گرایش ملیحه سعیدی به آفرینش و بازسازی موسیقی محلی ایران، در مجموعه ای متنوع و جذاب و شنیدنی، جا دارد به این پرسش بیاندیشیم: تقسیم بندی موسیقی ی امروز ایران از چه قرار است؟
موسیقی سنتی (کلاسیک)، موسیقی روز (مردم پسند)، موسیقی محلی (فولکلور)، که درباره ی هر کدام از این بخش ها سخن ها گفته و نوشته شده است، و هر یک از اینها، هواخواهان خود را دارد.
گفته می شود که موسیقی سنتی ما در بند اجرای ردیف و تکرار گوشه ها، از اسارت هفت دستگاه و پنج آواز همیشگی اش در نیامده و پاسخگوی ذوق و سلیقه ی موسیقی دوستان زمانه اش نیست، اگرچه تجربه های تازه ای را پیش برده و می خواهد و می داند که باید از پافشاری در تعصب های دیرینه اش درآید.
"موسیقی مردم پسند" که گسترده ترین نوع موسیقی امروز را نه تنها در ایران، که در سراسر جهان، پیش می برد، تاریخ ویژه ای دارد که تا به امروز فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته و شناسنامه ای که می شود به آن نگاهی موشکافانه انداخت. شکل بازاری آن را که براساس یک سیستم "ستاره" سازی پیش می برند، رسانه های شنیداری و دیداری، به روشنی نشان می دهند.
آغاز و پیدایش این نوع موسیقی در ایران را به زمان راه اندازی رادیو در سال 1319 نسبت می دهند که نامهای نامناسبِ "جاز"، "پاپ" و . . . را به آن سنجاق کرده اند. نوع مشخصی از موسیقی در ایران به اجرا در می آید که به آن "موسیقی محلی" می گویند. این موسیقی، دیرینه ترین و پایدارترین موسیقی ی سرزمین ما است. که بی توجه به بازار مصرف، راه خودش را رفته و رشد خودش را داشته است. برخی از موسیقیدانان خلاق هم، هر از گاه از ریشه های آن برای آفرینش آثاری متفاوت بهره گرفته و آهنگ های جذاب و دلنشینی آفریده اند. درباره ی این موسیقی یکی دو اظهارنظر را مرور می کنیم تا به جایگاه تاریخی و ارزش هنری آن نزدیک تر شویم. زنده یاد روح الله خالقی نوشته است: یکی از منابع ذیقیمت موسیقی هر کشور، آهنگ ها و نغمات و ترانه هایی است که در نقاط مختلف آن مملکت، خاصه در دهات و قصبات دور از شهرها به وسیله مردم روستایی و ده نشین خوانده می شود و چون این موسیقی کمتر تحت تاثیر افکار مردم شهرنشین واقع شده است، طبیعی تر و به موسیقی حقیقی و اصلی و قدیمی آن کشور نزدیک تر است." محقق و موسیقی شناس فرانسوی "ژان دورینگ" که در سالهای 1350 تا 1360 در دانشگاه تهران به بررسی و پژوهش درباره موسیقی ایرانی پرداخته، چنین می نویسد:

"میراثی در دست شماست که فی نفسه ارزشمند است، برای موسیقی محلی ایران می توان سابقه ای چهارهزار ساله یافت . .."
از نشانه های برجسته "موسیقی محلی" یکی هم این است که به دلیل برخورداری از عوامل ساده طبیعت، بسته به این که از کدام ناحیه می آید، رنگ و بو و حال و هوای ویژه ی خودش را دارد که متناسب با جغرافیا و تاریخ همان محیط است.
ریتم که در یک مجموعه یا قطعه موسیقی، تعیین کننده ترین نقش را دارد در "موسیقی محلی" بسیار پرتنوع و رنگارنگ است. ملودی ها هم، اگرچه تکرار می شوند، اما به دلیل صمیمیتی که دارند، شفاف و دلنشین اند، و به همین خاطر هم به سادگی در ذهن مخاطب می مانند. بی شک با توجه به چنین ویژگی هایی باید باشد که ملیحه سعیدی سراغ "موسیقی محلی" را گرفته تا بازنویسی و بازنگری تازه اش، نغمه های خوش نوایی را به گوش ما برساند.
"آهوی وحشی"، "غوغای جان"، "نوای قریه" و "هزار آوا" به صورت نوار و سی دی با کیفیتی مناسب اجرا و ضبط شده است.
                                      
پیش از آن که به مرور یکی دو نمونه از ارکستراسیون این آلبوم ها بپردازیم، بد نیست به نکته ی بسیار ظریفی درباره ی کارکرد چنین آثاری اشاره کرده باشیم.
امروز در همه جای جهان، دست اندرکاران هنرِ موسیقی توجه ویژه ای برای راه اندازی گروههای کر دارند. به مثل در سوئد گفته می شود نزدیک به بیست و پنج هزار خواننده کر حضور فعال دارند.
اهمیت و ارزش ویژه ی این گروهها، در همصدایی بخشیدن به کار گروه کر است. افراد گروه کر یاد می گیرند صدای خودشان را بشناسند. جای صدای خودشان را پیدا کنند تا بتوانند صداهای دیگران را بفهمند و دریابند و با آنها، هم آوایی کنند. یادگیری در کنترل صدا، نوعی تجربه ی عملی در تمرین دمکراسی است.
همه ی ما می دانیم در هیچ جمع و گروه ایرانی ـ هم صدایی در سخن و آواز تجربه نشده است. آیا برایتان پیش آمده جمعی را دیده باشیم که بتوانند یک تصنیف ایرانی را، موزون و ملودیک با هم سر داده باشند؟ در این باره بسیار باید گفت و نوشت.
از کارکردهای آثار ملیحه سعیدی می نوشتم. تمام قطعه های با کلام این آلبوم ها ظرفیت و جذبه ی همخوانی و هم نوایی را دارند. حتا می شود در کلاسهای درس زبان مادری به جای متن های خسته کننده و ناآشنا با زندگی دانش آموزان، این تصنیف ها و ترانه ها را شنید و شاگردان را به همخوانی برانگیخت و از جغرافیا، تاریخ و فرهنگ آن مناطقی که این آثار برآمده، سخن گفت.
به آلبوم "هزار آوا" گوش کنیم با همخوانی گروه کر و همراهی صدای پرطنین و دلنشین پری زنگنه و نوازندگان: حسن ناهید، نی مجید اخشایی، سنتور، جمال جهانشاد، عود، سیامک نعمت ناصر، تار و تار باس رسول بهبهانی، کمانچه و ویلن، کریم قربانی ویلنسل، ناصر رحیمی، فلوت، محمود فرهمند، تنبک، کامبیز گنجه ای، تنبک، مسعود حبیبی، دف، و دایره، سامان احتشامی، پیانو، ملیحه سعیدی قانون.
تصنیف هایی که در این آلبوم آمده اند از این قرار است: رشیدخان، شکار آهو، مستم مستم، آی سرکتل، لیلی باوانم، شیرینم سوزه، توبیو، در نه جان، عزیز جون، شکار آهو، دختر بویراحمدی. با شنیدن هر یک از این تصنیف ها، مخاطب حس و حال و فضای گوشه ای از ایران را به یاد می آورد و خودش را در آن ناحیه می بیند.
آلبوم "آهوی وحشی" با هم خوانی حوروش خلیلی تصنیف های: "شوآیم"، "دایی دایی"، "شکوفه بهار"، "آهوی دشت"، "جیران"، "دل چی آسمون"، "بالا ورزان"، "پاچ لیلی، جون جونی"، و "عروس شوشتری" را به اجرا درآورده است.
گرد آوردن فرهنگهای رنگارنگ یک سرزمین، با سازها و ترانه های خاطره انگیز، برای همآوا کردن مخاطب، در چنین زمانه ای که هنر موسیقی و ترانه سرایی و خوانندگی، به صنعت موذیانه ی مردم فریبی و "ستاره" سازی های هنرگریز و فرهنگ ستیز درآمده، درخور احترام است.
آلبوم "آهوی وحشی" را بشنویم و به ملیحه سعیدی، نوازندگان همراه و خواننده ی جوان پر استعدادی مانند حوروش خلیلی تبریک بگوییم. و باور کنیم چهره ای با نگاهی ژرف و پراعتماد و صدایی صمیمی، می تواند نفسی بهارانه به فضای مینیاتوری سراسر ایران بدهد و مخاطب را به ترنم درآورد. در پایان ناگفته نگذارم که خانم ملیحه سعیدی، نوازنده قانون و آهنگساز، فارغ التحصیل از هنرستان موسیقی ملی در رشته ویلن کلاسیک و ایرانی در زمان ریاست استاد حسین دهلوی هستند و نواختن سازهای ویلن آلتو، پیانو، قیچک (غژک) و تنبک را نیز در دانشگاه آموخته اند و اکنون با درجه دکترا، مدرس دانشگاه و هنرستان های موسیقی دختران و پسران هستند.

منبع : شهروند
جاودانگي نت‌هاي تار و سه‌تار زير انگشتان حسين عليزاده

نگاهي به شناسنامه هنري حسين عليزاده:

حسين عليزاده ـ آهنگساز، نوازنده تار و سه‌تار، متولد 1330 تهران. هنرآموزي در مراكز آكادميك: هنرستان عالي موسيقي، دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد برلين (آلمان). هنرآموزي به شيوه سنتي: استادان هوشنگ ظريف، حبيب‌ا . . . صالحي، محمود كريمي، علي‌اكبر شهنازي، داريوش صفوت، نورعلي برومند، سعيد هرمزي، يوسف فروتن، عبدا . . . دوامي.
فعاليت‌هاي آموزشي داخل كشور: تدريس در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، مركز حفظ و اشاعه موسيقي، كانون فرهنگي هنري چاووش، هنرستان موسيقي و كلاس‌هاي خصوصي، عضويت در هيات علمي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، برگزاري كلاس‌هاي هم‌آوايي و سلفژ ايراني و . . .
فعاليت‌هاي آموزشي خارج از كشور: تجزيه و تحليل موسيقي ايران در مراكز آموزشي و هنري آلمان و فرانسه، شركت در سمينار شرق‌شناسي دانشگاه يوسي ال اي (آمريكا)، تدريس موسيقي ايراني در دانشكده‌هاي هنرهاي زيباي كاليفرنيا (آمريكا)، تجزيه و تحليل موسيقي ايراني دانشگاه‌هاي بيل و سياتل (آمريكا) و . . .
فعاليت‌هاي هنري: سرپرستي گروه‌هاي هم‌نوازي مركز حفظ و اشاعه‌ي موسيقي، سرپرستي گروه‌هاي شيدا، عارف و گروه‌ سازهاي ملي، شركت در چهار دوره جشن هنر شيراز، شركت در اجراي باله گلستان اثر موريس بژار و . . .  
كنسرت‌هاي داخل كشور: كنسرت نوا (جشن هنر شيراز)، شورانگيز (تالار وحدت)، كنسرت به نفع زلزله‌زدگان گيلان (تالار وحدت)، كنسرت به نفع شوراي كتاب كودك (تالار وحدت و فرهنگسراي بهمن)، كنسرت به همراه كيهان كلهر، محمدرضا و همايون شجريان (وزارت كشور) و . . .
كنسرت‌هاي خارج از كشور: فستيوال لس‌آنجلس، فستيوال هنري شرق بولونيا (ايتاليا)، كنسرت در مراسم افتتاح شهر موسيقي (پاريس)، كنسرت در موزه واشنگتن، كنسرت به دعوت موسسه جهاني موسيقي (نيويورك)، كنسرت‌هاي متعدد در راديوهاي فرانسه، بلژيك و سوئد، كنسرت در دانشگاه‌هاي سياتل و بيل (آمريكا) و آلبرت هال لندن، كنسرت با هنرمندان هندي در لوس‌آنجلس و سانفرانسيسكو، كنسرت‌هاي متعدد با محمدرضا شجريان و كيهان كلهر در اروپا و آمريكا، كنسرت به همراه گروه هم‌آوايان و پژمان حدادي در آمريكا و . . .
آثار منتشر شده آموزشي: تاليف كتاب‌هاي ده قطعه براي تار (4 جلد)، دستور سه‌تار، رديف مقدماتي (كتاب سوم هنرستان موسيقي)، اجراي رديف ميرزا عبدا . . . (با تار و سه‌تار)، اجراي كتاب‌هاي اول و دوم هنرستان موسيقي.
آثار منتشر شده هم‌نوايي براي سازهاي ايراني: نوا، سواران دشت اميد، حصار، سرودهاي آذربايجان، شورانگيز، راز و نياز، صبحگاهي، نو بانگ كهن، راز نو، زمستان است، بي تو سر نمي‌شود، فرياد، به تماشاي آب‌هاي سپيد.
آثار منتشر شده در قالب تك‌نوازي: ماهور (تار)، هجراني (تار)، هم‌نوايي (تار)، نوا (تار)، همايون (سه‌تار)، تركمن (سه‌تار)، پايكوبي (سه‌تار).
آثار منتشر شده اركسترال: ني‌نوا، عصيان، وارياسيون‌هاي كردي.
موسيقي فيلم: چوپانان كوير (حسين محجوب)، دل‌شدگان (علي حاتمي)، گبه (محسن مخملباف)، حماسه سنگ (تئاتر)،‌ سريال زير تيغ (محمدرضا هنرمند)
حسين عليزاده را بايد مرد اولين‌ها دانست. وي بيش از چهل سال در عرصه موسيقي فعاليت كرده و هر سال رنگي نو بر پرده‌هاي موسيقي ايراني زده است. از اين رو استاد حسين عليزاده را بايد يگانه دوران و شايد يگانه‌اي در تاريخ موسيقي ايران زمين دانست چرا كه تا به حال كمتر نوازنده‌اي توانسته است در عالم موسيقي ايراني به اندازه حسين عليزاده تأثيرگذار باشد كه منشا اين ردپاي پر رنگ را بايد در تنوع ابزارها و انديشه‌هاي رنگارنگ وي دانست.
لازم است براي آشنايي بيشتر، كوتاه بنويسيم كه او نوازنده چيره‌دست تار و سه‌تار، صاحب سبك و حق مكتبي منحصر به فرد در نوازندگي تار و سه‌تار است. وي علاوه بر نوازندگي سازهاي مذكور كليه سازهاي مضرابي چون «تنبور» و سازهاي ابداعي‌اش چون «شورانگيز» و «سلانه» را به خوبي مي‌نوازد و از معدود افرادي است كه رديف موسيقي ايراني را به ثبت و ضبط رسانده است. او علاوه بر شاگردي كليه اساتيد زمان خود، شاگردان فراواني را تربيت كرده و در ميان نامداران معاصر موسيقي اصيل ايراني، او تنها كسي است كه همواره با حسن نيت و خلوص به انتقال ميراث شنيداري به نسل آينده پرداخته و در اين راه كتاب‌هاي تحقيقي و آموزشي براي سطوح مختلف هنرجويان تهيه و تنظيم كرده است. آهنگسازي يكي از برجسته‌ترين قابليت‌هاي او مي‌باشد و از معدود آهنگسازاني است كه نوازنده‌اي قابل نيز مي‌باشد. او براي گروه سازهاي ملي (منظور سازهاي ايراني است كه ريشه در تاريخ و فرهنگ ملت ايران دارد و بس)، اركستر سمفونيك با حضور سازهاي ملي، موسيقي تئاتر، فيلم، سريال و . . . آهنگسازي كرده است. او از بنيانگذاران و مديران گروه‌هايي چون شيدا، عارف و هم‌آوايان بوده و نيز چند سالي با عنوان مدير در هنرستان موسيقي پسران فعاليت كرده است. همان مدرسه‌اي كه خود سال‌ها پيش از آن فارغ‌التحصيل شده و امروز از افتخارات افرادي است كه در آن مدرسه پرسابقه تحصيل و يا تدريس كرده‌اند.
عليزاده دو قطعه معروف و محبوب «سواران دشت اميد و حصار»، براي اهالي موسيقي را در سن 26 سالگي ضبط كرد. شايد امروزه ديگر اين قطعات نو به حساب نيايند ولي با توجه به موسيقي رايج در آن موقعيت زماني (سال 1356) كه امروزه با نام «موسيقي گل‌ها» از آن ياد مي‌كنيم بايد به نوگرايي و ديگرانديشي حسين عليزاده ايمان آورد.
نگاهي خاص به سازهاي ملي به ويژه تنبك و ديگر سازهاي كوبه‌اي از همان اولين نغمات خودنمايي مي‌كند و با توجه به جايگاهي كه ساز تنبك در آن روزگار داشته است، اين قطعات سخن‌هاي بسياري را نقل مي‌كند؛ سخن‌هايي با لحن اعتراض‌آميز، همان لحني كه همواره در موسيقي عليزاده جريان داشته است.
«نوروز 1362» از ديگر آثار عليزاده جوان بود كه چون دو قطعه مذكور پر هيجان و مملو از فراز و فرودهاي ناگهاني بود. پاساژهاي فراوان و همين طور نوآنس تمام قوي اين قطعات همه و همه حاكي از انرژي جواني عليزاده مي‌باشد. كوكي نه چندان دقيق و عدم هماهنگي ريتميك از ديگر نكات اين اثر است كه از تجربي بودن آن موسيقي حكايت مي‌كند. اين قطعات نشان از ميل عليزاده به چند صدايي بودن موسيقي‌اش دارد. بدان‌گونه كه هر يك از سازها و يا گروه‌هاي سازي، ملودي‌اي جداگانه را مي‌نوازد و در نهايت هماهنگي شنيدني به وجود مي‌آيد كه اين موضوع از آگاهي حسين عليزاده از قواعد هارموني و كنترپوآن و به طور كلي ترفندهاي موسيقي اروپا خبر مي‌دهد البته استفاده آگاهانه از اين قواعد در موسيقي اصيل ايراني را نيز نبايد از ياد برد. چه بسا افرادي كه اين فنون را به خوبي از بر دارند ولي توفيق تلفيق درست آن‌را با موسيقي اصيل ايراني ندارند و معمولا آثارشان شلوغ و پرهياهو به گوش مي‌رسد.
از ديگر نكات اين مجموعه قطعات، استفاده از ساز «رباب» است. حسين عليزاده از همان اولين آثارش رسما علاقه خود را به ساز‌هاي بومي و اقوام ايراني اعلام مي‌كند كه در شماره‌ آينده اين مطلب به اين موضوع بيشتر اشاره خواهيم كرد. از ديگر نكات اين اثر انتخاب نوازندگان است. عليزاده به رغم جواني از نوازندگان جوان و همشاگردي‌هايي استفاده كرده كه امروزه همگي از نامداران و راهبران موسيقي اصيل ايراني هستند. انتخاب شعري پر هيجان از هوشنگ انتهاج (سايه) و تصنيف كردن آن در دستگاه چهارگاه را بايد برهاني كامل دانست بر آن لحن هميشگي موسيقي عليزاده كه از آن سخن رفت.

اي عاشقان اي عاشقان پيمانه‌ها پر خون كنيد     وز خون دل چون لاله‌ها رخساره‌ها گلگون كنيد

آمد يكي آتش سوار بيرون جهيد از اين حصار      تا بردمد خورشيد نو شب را ز خود بيرون كنيد

«ني‌نوا» را بايد فراگيرترين اثر حسين عليزاده دانست كه با طيف‌هاي عظيمي از جامعه ارتباط برقرار كرده است و بعد از گذشت 24 سال از توليد اين اثر هنوز هم از پرمخاطب‌ترين موسيقي‌هاست و همچنان آماري بالا را از لحاظ فروش به خود اختصاص مي‌دهد. «ني‌نوا» كه بر الحاني و اركستر زهي (ويلن، ويولا، ويلنسل) ساخته شده است، قالبي شبيه به فرم كنسرتو در موسيقي كلاسيك اروپا دارد. سؤال و جواب‌هاي پياپي و آمد و شدهاي نغمگي مابين ني و گروه زهي همگي دال بر اين دعوي مي‌باشد. در خاطر دارم كه جمشيد عندليبي (تك‌نواز ني در مجموعه فوق) در يك برنامه تلويزيوني اعلام كرد كه عليزاده ايده اوليه اين اثر را از يك موسيقي رومانيايي گرفته است. در اين اثر نيز چون آثار ذكر شده نگاهي منحصر به فرد به اجزاي موسيقي ملي شده و اين‌بار اين نگاه شامل ساز كهن «ني» و گوشه‌هاي مهم دستگاه «نوا» شده است. هماهنگي ني و اركستر زهي، ستودني‌ست و شنونده متوجه حضور اركستري غربي در كنار ساز ني نمي‌شود. همان‌طور كه اشاره شد استفاده از سازهاي غربي و به طور كلي تجربيات موسيقايي غربي‌ها از مهارت‌هاي حسين عليزاده است.   از ديگر گفتني‌ها تعديل فواصل موسيقايي دستگاه نوا به فواصل تَمپره شده موسيقي كلاسيك اروپا مي‌باشد. به عبارت ساده، ربع پرده‌ها تبديل به نيم پرده شده‌اند. هر چند كه در مواقعي نيم پرده‌ها نيز دچار تغييراتي مي‌شوند كه توضيح بيشتر از حوصله اين مطلب خارج است!
«ني‌نوا» يا «نواي ني» در دستگاه نوا را نبايد از همان لحن هميشگي آثار عليزاده كه از آن سخن رفت خالي دانست هر چند كه در اين اثر از استفاده ريتم‌ها و مِترهاي پرتحرك و مهيج خودداري شده است اما شنونده به هيچ عنوان نيوشاي موسيقي‌اي نرم و ملايم و منفعل نمي‌باشد. تنها كافيست تا دل به دل آهنگساز داده و بكوشيم خود را در مسير حال و هواي دروني اين اثر قرار دهيم تا به خوبي متوجه فريادهاي بي‌صدا و نهان آهنگساز بشويم. البته با تأسف بسيار بايد نوشت كه امروزه با عدم شناخت كافي از خواستگاه آهنگساز براي توليد اين اثر، قطعات ني‌نوا (درآمد، نغمه، جامه‌دران، نهضت و رقص سماع) را در مراسم سوگواري از صدا و سيما مي‌شنويم.
نوايي كه حسين عليزاده براي ني ساخته است را بايد اثري جاودانه و تكرار ناشدني دانست. بسيار دوست مي‌دارم بگويم با هر بار شنيدن اين شاهكار هنري و نگرش در اعماق اين موسيقي ياد ابياتي از حضرت مولانا برايم زنده مي‌‌شود كه مي‌فرمايد:

بشنو از ني چون حكايت مي‌كند                  و از جدائي‌ها حكايت مي‌كند

و يا بيتي از ديوان شمس آن حضرت:

مرا چون ني درآوردي به ناله                      چو چنگ خوش بساز و با نوا كن

شورانگيزي بيت بالا را مي‌توان در مجموعه «شورانگيز» حسين عليزاده لمس كرد. مجموعه‌اي كه بر پايه رديف موسيقي ايراني تنظيم شده است و توالي گوشه‌ها و رعايت اصول زيباشناسي موسيقي رديف دستگاهي (موسيقي دوره قاجاريه) بيش از هر چيز به گوش مي‌رسد. هر چند كه با تمام اين توضيحات موسيقي عليزاده، پاي‌بند هيچ اصول تكراري نمي‌شود و حتي در اين اثر كه قالبي كاملا اصيل دارد باز هم نوآوري و سنت‌شكني است كه پيش مي‌تازد. چهار مضراب بيات ترك اولين قطعه اين مجموعه است. در بافت موسيقي رديف دستگاهي (موسيقي دوره قاجاريه) به هيچ عنوان باب نبوده و نيست كه چهار مضراب اولين قطعه‌اي باشد كه اجرا مي‌شود اما عليزاده است و موسيقي غيرقابل پيش‌بيني‌اش!... در اين چهار مضراب نوعي ديگر گروه‌بندي سازي و رنگ‌آميزي شنيده مي‌شود و همين نكته، اين قطعه را هر چه بيشتر از قالب سنتي خارج مي‌كند. تك صدايي (اُنين) نبودن قطعه و گردش ملودي اصلي بين سازهاي مختلف است.  «شوريده» داراي فرمي مي‌باشد كه امروزه نوازندگان بسيار از آن بهره مي‌جويند. گروه نوازندگان پايه‌اي ريتميك را در مِتري مشخص فارغ از هر گونه بسط ملوديك به طور ثابت و با نوآنس پايين مي‌نوازند و به قول معروف پايه را نگاه مي‌دارند و خواننده چند بيتي را بر پايه مي‌خواند. اين قالب نوعي فرار يكنواختي و كرختي آوازهاي مكرر است علاوه بر اين موضوع باعث مي‌شود تا ديگر، نغماتي به عنوان جواب آواز نواخته نشود و به طور كلي نگاهي ديگرگون به مقوله آواز و جواب آواز دارد.

در تصنيف صَبوح شعر مولانا بر متر هفت هشتم در مايه بيات ـ ترك تصنيف شده است. اين قطعه جزء آن دسته از قطعاتي است كه بسيار مورد توجه و تقليد آهنگسازان ديگر قرار گرفت. در جمع‌بندي، حسين عليزاده را بايد از معدود موسيقيداناني دانست كه تا حدي موسيقي اصيل ايراني را از بند مترهاي نخ‌نما شده و هميشگي دو چهار و شش هشت نجات داده است. قطعه «خزان» در مايه دشتي آغاز مي‌گردد ولي به طور كلي فواصل دستگاه «شور» را تداعي مي‌كند. زيبايي اين قطعه بيش از هر چيز در رعايت شدت و ضعف صدا (نوآنس) متبلور مي‌شود.
به تدريج ضعيف و قوي صداها توسط گروه نوازندگان (كرشندو و ديكرشندو) بسيار با دقت انجام شده است البته كوك و هم‌صدايي نغمات (فواصل موسيقي) نيز بسيار به تشخيص اين نكته كمك مي‌كند. در اين قطعه از سازهاي كوبه‌اي بسيار كم استفاده شده (به خصوص ساز دف) اما همين مسأله است كه باعث شده تا ملودي خود را به خوبي نشان دهد. شنونده بعد از شنيدن اين قطعه براي اولين بار، مجذوب سؤال و جواب‌هاي تك‌تك سازها با اركستر مي‌شود. به عنوان نمونه، «تار»، نغمه‌اي را مي‌نوازد و گروه همان نغمات را تكرار مي‌كند و سپس گروه جملاتي را مي‌نوازد و ني پاسخ مي‌دهد كه آهنگساز با اين روند ملوديك و تنظيم‌هاي پيچيده تا پايان فضايي غبارآلود و پاييزي را به تصوير مي‌كشد. دونوازي تار در مجموعه فوق (قطعه شورانگيز) شناسه اين مجموعه است. هماهنگي دو نوازنده تار (حسين عليزاده و ارشد طهماسبي) در اين اثر فوق‌العاده است و بي‌شك نمونه‌اي مشابه ندارد، هر چند كه تكرار ملودي‌ها كمي زياد به نظر مي‌آيد اما هر چه از حال و احساس و تكنيك قوي اين دو نوازنده بگوييم كم است. چرخش ملودي‌ها و توالي مضراب‌ها بيش از هر چيز به شورانگيزي اين دونوازي مي‌افزايد. نوازنده اول جمله‌اي را مي‌نوازد و سپس نوازنده دوم آن‌را با يك اكتاو انتقال تكرار مي‌كند، قالبي ساده اما كارا بدون پيچيدگي‌هاي بيش از حد تكنيكي اما غني. در اين مجموعه، بيش از هر چيز بايد به تسلط عليزاده بر رديف‌هاي موسيقي ايراني اشاره كرد، چرا كه به رغم نوآوري بسيار كليه شاخصه‌هاي رديف و موسيقي مبتني بر رديف در آن نمايان است. اگر كمي منصف باشيم بايد مجموعه شورانگيز را بهترين (و يا حداقل يكي از بهترين‌هاي) آثار منتشر شده موسيقي اصيل ايراني در ژانر گروه‌نوازي دانست. اهالي موسيقي تا به حال كمتر گروهي را اين چنين قوي از لحاظ فني و احساسي ديده‌اند. هر چند كه در زمان انتشار اين اثر انتقادهايي از جانب افكار سنتي به تلفيق شعر و موسيقي اين مجموعه شده بود اما زمان نشان داد كه حركت حسين عليزاده اشتباه نبوده است و امروز اكثر آهنگسازان قواعدي متفاوت در پيوند شعر با موسيقي ملاك قرار مي‌دهند، همان قواعدي كه عليزاده در سال 1367 به آن‌ها توجه كرده بود.
در نهايت، به آن‌هايي كه انتقاد و اعتقاد دارند سازهاي ايراني قابليت گروهي‌نوازي را ندارند، پيشنهاد مي‌كنيم، «شورانگيز»، «راز و نياز»، «صبحگاهي» و ديگر آثار عليزاده را كه در اين ژانر توليد و عرضه شده را با دقت بيشتري بشنوند.

مرا گويي كه چوني؟ چونم اي دوست؟           جگر پر درد و دل پر خونم اي دوست

حديث عاشقي بر من رها كن                      تو ليلي شو كه من مجنونم اي دوست

تا به اين‌جا تمام آثاري كه مورد بررسي قرار داديم همگي قالبي سنتي داشته‌اند اما حسين عليزاده از سال 1368 دست به كار بزرگتري نيز زده و آن استفاده از صداي بانوان در موسيقي‌هايش مي‌باشد. به ياد دارم كه ايشان در مصاحبه‌اي گفته بودند: «استفاده نكردن از صداي بانوان در موسيقي، همچون استفاده نكردن از رنگي خاص هنگام كشيدن تابلوي نقاشي است. اگر قرار باشد كه ما يك درخت به تصوير بكشيم پس بايد حداقل از دو رنگ سبز (براي برگ‌ها) و قهوه‌اي (براي شاخه‌ها) بهره بجوييم در غير اين صورت درختي ناقص خواهيم داشت و يا مجبوريم تمام درخت‌ها را خزان زده به تصوير بكشيم. به عبارت كامل‌تر فقط بايد درخت‌هاي خزان زده را به تصوير كشيد و بس». حسين عليزاده با درك اين نياز شنوندگان امروز موسيقي ايران به روايت رازي نو پرداخته است. رازي كه نغمه، نغمه آن مملو است از همان لحن مشترك موسيقي‌هاي عليزاده كه از آن سخن رفت.

پرده به گردان و بزن ساز نو                   هين كه رسيد از فلك آواز نو

تازه و خندان نشود گوش و هوش            تاز خرد در نرسد راز نو

آري، مي‌خواهيم بنويسيم از مجموعه عجيب و شنيدني «راز نو» كه در اسفند ماه 1376 براي اولين بار در تالار وحدت توسط گروه هم‌آوايان حسين عليزاده به روي صحنه رفت. همان‌طور كه از نام گروه «هم‌آوايان» مشخص مي‌باشد، پايه و اساس فعاليت‌هاي اين گروه بر هم‌آوايي و همخواني به ويژه ميان بانوان بنا گشته است كه حاصل تلاش اين گروه نامي، انتشار آثاري چون «به تماشاي آب‌هاي سپيد»، «دلشدگان»، «گبه»، «نو بانگ كهن»، «آواي مهر» و همين مجموعه «راز نو» مي‌باشد. حسين عليزاده با انتخاب عبارت «راز نو» از طرفي به نوآوري و سنت‌شكني اشاره مي‌كند و از طرفي به قدرت سحر و البته تاريخي بودن نياز شنوندگان ايراني به اين نوع از موسيقي و اين جنس آسماني از اصوات انساني دارد. در مجموعه «راز نو» نوع انتخاب تعداد و چيدمان اعضاي گروه براي اهالي موسيقي بسيار تازگي دارد. چهار خواننده،‌ دو نوازنده سازهاي كوبه‌اي و يك نوازنده ساز نغمگي (عليزاده ـ تار و تنبور). محسن كرامتي و افسانه رثايي دو خواننده گروه، همواره در تجربيات هم‌آوايي عليزاده حضور داشته‌اند و نتيجه‌گيري‌هاي نيك عليزاده از قالب هم‌آوايي، فراوان به همت اين دو هنرمند وابسته بوده است.
هما نيك، نام ديگر بانوي خواننده گروه به همراه علي صمدپور (دمام و همخوان) به خوبي خود را به سليقه عليزاده نزديك كرده‌اند و با شناختي كامل از مفهوم كار گروهي به هنرنمايي پرداخته‌‌اند. زنده‌ياد داريوش زرگري (نوازنده تنبك) نيز در زمان حيات همچون ديگر همكاري‌هايش با حسين عليزاده، ساده اما درست در خدمت گروه، تنبك نواخته است. (در شماره آينده بيشتر از تامل هنري اين دو هنرمند مي‌نويسيم). آنچه در نگاه اول ذهن و گوش مخاطب را مسحور مي‌كند، بيان پيچيده اشعار توسط خوانندگان است. هر يك از خوانندگان با اندك تاخير نسبت به ديگري همان بيت را مي‌خواند و در پاره‌اي از مواقع شنونده به طور همزمان چهار مرتبه يك بيت شعر را با چهار نوع ملودي مختلف آن هم به طور همزمان مي‌شنود اما با اين همه پيچيدگي كليه اشعار سالم و يكي پس از ديگري شنيده مي‌شوند. از جمله ابزار و محسناتي كه پديده هم‌آوايي در اختيار آهنگساز مي‌گذارد، بستري مناسب براي آكسان‌گذاري روي كلمات است. همان‌طور كه همه اهالي و دوستداران شعر كهن پارسي مي‌دانند كه با تأكيدگذاري گوناگون روي كلمات مي‌توان به كلي منظور اصلي شعر و شاعر را به دستخوش تغيير سپرد و عليزاده كه مبتكر پديده هم‌آوايي در موسيقي اصيل ايراني است، به خوبي از اين اشعار استفاده كرده و با انتخاب هوشمندانه و همين‌طور تأكيدگذاري روي كلماتي خاص توانسته انديشه‌هايش را به حق به مخاطب منتقل كند و از همان لحن هميشگي‌اش كه از آن سخن رفت دفاع كند.
«مقام داد و بيداد» به استناد قلم حسين عليزاده از دو گوشه داد (دستگاه ماهور) و گوشه بيداد (دستگاه همايون) به عنوان يك مقام مستقل طراحي شده است. هر چند كه بعضي از متخصصين موسيقي كردي اعتقاد دارند كه اين مقام يا چيزي شبيه به آن، در موسيقي اصيل آن منطقه از ساليان گذشته وجود داشته است اما حسين عليزاده را بايد مبتكر و يا حداقل احياكننده اين مقام دانست. تغييرات پياپي فواصل و اوج و فرود ناگهاني مقام، آن‌را بسيار مناسب احوال جامعه امروز مي‌كند. جالب آن‌كه در مجموعه «راز نو» بعد از درآمد «مقام داد و بيداد»، قطعه «رنگ اصول» از گوشه‌هاي ضربي رديف دستگاه شور اجرا مي‌شود كه نشان از ظرفيت و انعطاف‌‌پذيري فواصل موسيقايي اين مقام ابداعي (و شايد بومي) دارد. در باب توجه و دقت حسين عليزاده در انتخاب اشعار و پيوند آن با موسيقي، همين نكته بس كه هر دو شعري كه در مقام «داد و بيداد» تصنيف و تنظيم شده است داراي بحر هَزَج مُسَدَس مقصور (مفاعيلن، مفاعيلن، مفاعيل) يا همان وزن عروضي فرم دوبيتي مي‌باشد. گفتني‌ست هر دو تصنيف مجموعه فوق (تصانيف فلك و راز نو) بر متر هفت هشت با تقسيمات دروني (4 + 3) ساخته شده و همان‌طور كه پيش‌تر اشاره شد حسين عليزاده علاقه و مهارت خود را نسبت به مترهايي با حالت دروني (كاراكتر) لنگ ثابت كرده است.
آدرس مرجع

Fatal error: Call to a member function run_hooks() on a non-object in /home/guitar/public_html/anjoman/inc/functions.php on line 146