شاعر : شهیار قنبری
آهنگ ساز : اسفندیار منفردزاده
تنظیم : اسفندیار منفردزاده
خواننده : فرهاد
آلبوم : جمعه
آهنگ : جمعه
جمعه
توی قاب خیس این پنجرهها
عکسی از جمعهی غمگین میبینم،
چه سياه ئه به تناش رخت عزا!
تو چشاش ابرای سنگین میبینم.
داره از ابر سیا خون میچکه!
جمعهها خون جای بارون میچکه!
نفسام در نمیآد، جمعهها سر نمیآد!
کاش میبستم چشامو، اين ازم بر نمیآد!
داره از ابر سیا خون میچکه!
جمعهها خون جای بارون میچکه!
عمر جمعه به هزار سال میرسه،
جمعهها غم دیگه بیداد میکنه،
آدم از دست خودش خسته میشه،
با لبای بسته فرياد میكنه:
داره از ابر سیا خون میچکه!
جمعهها خون جای بارون میچکه!
جمعه وقت رفتن ئه, موسم دلکندن ئه،
خنجر از پشت میزنه, اون كه همراه من ئه!
داره از ابر سیا خون میچکه!
جمعهها خون جای بارون میچکه!
شاعر : احمد شاملو
آهنگ ساز : اسفندیار منفردزاده
تنظیم : اسفندیار منفردزاده
خواننده : فرهاد
آلبوم : جمعه
آهنگ : شبانه
شبانه
کوچهها باريک ان، دکونا بستهس
خونهها تاريک ان، طاقا شکستهس
از صدا افتاده تار و کمونچه
مرده میبرن کوچه به کوچه؛
نگا کن مردهها به مرده نميرن،
حتي به شمع جونسپرده نميرن،
شكل فانوسی ان، که اگه خاموش ئه،
واسه نف نيس، هنو يه عالم نف توش ئه؛
جماعت! من ديگه حوصله ندارم،
به خوب اميد و از بد گله ندارم،
گر چه از ديگرون فاصله ندارم،
کاری با کار اين قافله ندارم.
کوچهها باريک ان، دکونا بسته س،
خونهها تاريک ان، طاقا شکسته س...
خواننده : فرهاد
آلبوم : جمعه
آهنگ : گنجشگک اشی مشی
گنجشگک اشی مشی
گنجشکک اشی مشی!
لب بوم ما مشین!
بارون میآد خیس میشی،
برف میآد گوله میشی،
میافتی تو حوض نقاشی!
...
خیس میشی، گوله میشی
میافتی تو حوض نقاشی!
کی میگیره؟ - فراش باشی!
کی میکشه؟ - قصابباشی!
کی میپزه؟ - آشپزباشی!
کی میخوره؟ حکیمباشی!
شاعر : شهیار قنبری
آهنگ ساز : اسفندیار منفردزاده
تنظیم : اسفندیار منفردزاده
خواننده : فرهاد
آلبوم : جمعه
آهنگ : کودکانه
کودکانه
بوی عيدی، بوی توت، بوی كاغذرنگی،
بوی تند ماهیدودی وسط سفرهی نو،
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ،
با اينا زمستونو سر میکنم،
با اينا خستهگیمو در میکنم!
شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکهی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخوردهی لای کتاب،
با اينا زمستونو سر میکنم،
با اينا خستهگیمو در میکنم!
فکر قاشق زدن یه دختر چادرسيا،
شوق یک خيز بلند از روی بتههای نور،
برق کفش جفشده تو گنجهها،
با اينا زمستونو سر میکنم،
با اينا خستهگیمو در میکنم!
عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه،
بوی گل محمدی كه خشک شده لای کتاب،
با اينا زمستونو سر میکنم،
با اينا خستهگیمو در میکنم!
بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی كوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی،
با اينا زمستونو سر میکنم،
با اينا خستهگیمو در میکنم!
شاعر : شهیار قنبری
آهنگ ساز : واروژان
تنظیم : واروژان
خواننده : فرهاد
آلبوم : جمعه
آهنگ : هفته خاکستری
هفته خاکستری
شنبه روز بدی بود، روز بیحوصلهگی،
وقت خوبی که میشد غزلی تازه بگی؛
ظهر یکشنبهی من، جدول نیمهتموم،
همه خونههاش سیاه، روی خونه جغد شوم؛
صفحهی کهنهی یادداشتای من
گف دوشنبه روز میلاد من ئه،
اما شعر تو میگه که چشم من
تو نخ ابره که بارون بزنه،
آخ اگه بارون بزنه،
آخ اگه بارون بزنه!
غروب سهشنبه خاکستری بود،
همه انگار نوک کوه رفته بودهن
به خودم هی زدم از اینجا برو!
اما موش خورده شناسنامهی من!
عصر چارشنبهی من!
عصر خوشبختی ما!
فصل گندیدن من!
فصل جونسختی ما!
روز پنجشنبه اومد
مث سقائک پیر،
رو نوکاش یه چیکه آب
گف به من بگیر، بگیر!
جمعه حرف تازهئی برام نداشت،
هر چی بود، پیشتر از اینها گفتهبود!
شاعر : سیاوش کسرائی
آهنگ ساز : اسفندیار منفردزاده
خواننده : فرهاد
آلبوم : جمعه
آهنگ : وحدت
وحدت
< الملكُ يبقيٰ مع الكفر، و لايبقيٰ مع الظلم! >
والا پيامدار، محمد!
گفتی كه یک ديار
هرگز به ظلم و جور
نمیماند برپا و استوار!
آنگاه، تمثیلوار
کشيدی عبای وحدت
بر سر پاکان روزگار!
در تنگ پرتبرک آن نازنین عبا،
- دیرینه! ای محمد!
جا هست بیش و کم،
آزاده را
که تیغ کشیدهست بر ستم؟!