خواننده : شکيلا
آلبوم : شعله بیدار
آهنگ : جهان عاشقان
جهان عاشقان
اگر عالم همه پر خار باشد ، دل عاشق همه گلزار باشد
وگر بیکار گردد چرخ گردون ، جهان عاشقان بر کار باشد
همه غمگین شوند و جان عاشق ، لطیف و خرم و عیار باشد
همه غمگین شوند و جان عاشق ، لطیف و خرم و عیار باشد
به عاشق تو هر جا شمع مرده است ، که او را صد هزار انوار باشد
شراب عاشقان در سینه جوشد ، حریف عشق در اسرار باشد
به صد وعده نباشد عشق خرسند ، که مکر دلبران بسیار باشد
سوار عشق شو وز ره میندیش ، که اسب عشق بس قهار باشد
به یک حمله تو را منزل رساند ، اگر چه راه نا هموار باشد
به یک حمله تو را منزل رساند ، اگر چه راه نا هموار باشد
اگر چه راه نا هموار باشد
خواننده : شکيلا
آلبوم : شعله بیدار
آهنگ : شب انتظار
شب انتظار
شب دوباره پیدا شد
دل به لرزه افتاد
روی ماه تو آمد
لحظه لحظه در یاد
چشم از تو بینایم بی تو مانده بیدار
یا شبم به سر آور یا برس به فریاد
قصه ها دارد به من هر تار موی تو
شوق دیدار تو دارد قصه گوی تو
ای طنین آوازم
ای صدای هر سازم
غربتم به پایان شد
آشنای آوازم
با تو به فردا میرسم
با تو هم آغوشم
غم هرچه بود از هر کجا گشته فراموشم
چشم از تو بینایم بی تو مانده بیدار
یا شبم به سر آور یا برس به فریاد
چشم روشنت آمد رنگ صبح فردا شد
قلب خسته ی عاشق غرق در تمنا شد
فصل تیرگی ها رفت موسم سحر آمد
لحظه های تنهایی بیگمان به سر آمد...
خواننده : شکيلا
آلبوم : شعله بیدار
آهنگ : کوچه ها
کوچه ها
کوچه ها، خونه ها، تموم عاشقا رفتن از اینجا ، یه غربت موند با من تنهای تنها ، یه غربت موند و من تنهای تنها
کوچه ها، خونه ها، تموم عاشقا رفتن از اینجا ، یه غربت مونده با من تنهای تنها
کوچه ها، خونه ها، تموم عاشقا رفتن از اینجا ، یه غربت مونده با من تنهای تنها
یه غربت از جنس سفر ، یه جاده ی تاریک و دور
منی که پرسه میزنم ، تو تاریکی به سوی نور
سرگردونم باز ، سرگردونم
شب تو سکوت کوچه ها ، به ساز دل زخمه زدم
به این که همراهی نبود ، تا آخرین لحظه زدم
شب از ترانه پر شد و من از هوای عاشقی
نشد که از اینجا برم حتی واسه دقایقی ، حتی واسه دقایقی
یه غربت از جنس سفر ، یه جاده ی تاریک و دور
منی که پرسه میزنم ، تو تاریکی به سوی نور
سرگردونم وای ، سرگردونم
شب تو سکوت کوچه ها ، به ساز دل زخمه زدم
به این که همراهی نبود ، تا آخرین لحظه زدم
شب از ترانه پر شد و من از هوای عاشقی
نشد که از اینجا برم حتی واسه دقایقی ، حتی واسه دقایقی
کوچه ها، خونه ها، تموم عاشقا رفتن از اینجا ، یه غربت موند با من تنهای تنها
کوچه ها، خونه ها، تموم عاشقا رفتن از اینجا ، یه غربت مونده با من تنهای تنها
تنهای تنها
خواننده : شکيلا
آلبوم : شعله بیدار
آهنگ : شعله بیدار
شعله بیدار
ميخواهم و ميخواستمت تا نفسم بود
ميسوختم از حسرت و عشق تو بسم بود
عشق تو بسم بود كه اين شعله بيدار
روشنگر شبهاي بلند قفسم بود
آن بخت گريزنده دمي آمد و بگذشت
غم بود كه پيوسته نفس در نفسم بود
دست منو آغوش تو هيهات كه يك عمر
تنها نفسي با تو نشستن هوسم بود
بالله كه جز ياد تو گر هيچكسم هست
حاشا كه بجز عشق تو گر هيچكسم بود
سيماي مسيحائي اندوه تو اي عشق
در غربت اين محلكه فريادرسم بود
لب بسته و پر سوخته از كوي تو رفتم
رفتم بخدا گر هوسم بود بسم بود
خواننده : شکيلا
آلبوم : شعله بیدار
آهنگ : گل بی بهار
گل بی بهار
از آه سردت آسمون میلرزه
دل از سکوت جادوئیت میترسه
برام بگو تموم قصه هاتو
که بشکنی طلسم اون لبات و
کی بهتر از من با تو هم زبونه
قصه های نگفتتو میدونه
کی شونه هاش مرحم گریه هاته
می شکنه اما تا ابد باهاته
منم که بی تو گل بی بهارم
بمون نذار بریزه برگ و بارم
منو صدا کن که برات بمیرم
ترانه هامو از تو یاد بگیرم
منو صدا کن
میخوام صدای بارون بشه گم تو صدات و بره از یاد ناودون
منو صدا کن
ولی نگو نمیشه بذار یکی بمونیم واسه هم تا همیشه
منم که بی تو گل بی بهارم
بمون نذار بریزه برگ و بارم
منو صدا کن که برات بمیرم
ترانه هامو از تو یاد بگیرم
از آه سردت آسمون میلرزه
دل از سکوت جادوئیت میترسه
برام بگو تموم قصه هاتو
که بشکنی طلسم اون لبات و
کی بهتر از من با تو هم زبونه
قصه های نگفتتو میدونه
کی شونه هاش مرحم گریه هاته
می شکنه اما تا ابد باهاته
منم که بی تو گل بی بهارم
بمون نذار بریزه برگ و بارم
منو صدا کن که برات بمیرم
ترانه هامو از تو یاد بگیرم
منم که بی تو گل بی بهارم
بمون نذار بریزه برگ و بارم
منو صدا کن که برات بمیرم
ترانه هامو از تو یاد بگیرم
ترانه سرا
( هوشنگ ابتهاج )
خواننده : شکيلا
آلبوم : شعله بیدار
آهنگ : فریاد
فریاد
فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت
دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت
شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ
زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت
فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت
دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت
شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ
زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت
از پیش و پس قافله ی عمر میانديش
گه پیشروی پی شد و گه باز پسی رفت
رفتی و فراموش شدی از دل دنیا
چون ناله ی مرغی که ز یاد قفسی رفت
رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد
بیدادگری آمد و فریادرسی رفت
این عمر سبک سایه ی ما بسته به آهی ست
دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت
دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت
خواننده : شکيلا
آلبوم : شعله بیدار
آهنگ : رمیده
رمیده
نمیدانم چه میخواهم خدایا ، به دنبال چه میگردم شب و روز
چه میجوید نگاه خسته ی من ، چه افسرده است این قلب پر سوز ، چه افسرده است این قلب پر سوز
ز جمع آشنایان میگریزم ،به کنجی میخزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگی ها ، به بیمار دل خود میدهم گوش، به بیمار دل خود میدهم گوش
گریزانم از این مردم که با من ، به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت ،به دامانم دوصد پیرایه بستند
از این مردم که تا شعرم شنیدند ، به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آندم که در خلوت نشستند ، مرا دیوانه ای بدنام گفتند
مرا دیوانه ای بدنام گفتند ،مرا دیوانه ای بدنام گفتند
گریزانم از این مردم که با من ، به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت ،به دامانم دوصد پیرایه بستند
یا خدااا آااااااااااه
دل من ای دل دیوانه ی من ، که میسوزی از ای بیگانگی ها
مکن دیگر ز دست غیر فریاد ، خدا را بس کن این دیوانگی ها
گریزانم از این مردم که با من ، به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت ،به دامانم دوصد پیرایه بستند
به دامانم دوصد پیرایه بستند
شاعر : سایه
خواننده : شکيلا
آلبوم : لب خاموش
آهنگ : لب خاموش
لب خاموش
امشب به قصه دل من گوش ميكني
فردا مرا چو قصه فراموش ميكني
اين دٌر هميشه در صدف روزگار نيست
ميگويمت ولي تو كجا گوش ميكني !
دستم نميرسد كه در آغوش گيرمت
اي ماه با كه دست در آغوش مي كني؟
در ساغر تو چيست كه با جرعه نخست
هشيار و مست را همه مدهوش ميكني
گر گوش ميكني سخني خوش بگويمت
بهتر ز گوهري كه تو در گوش ميكني
جام جهان ز خون دل عاشقان پر است
حرمت نگاه دار اگرش نوش ميكني
سايه چو شمع شعله در افكنده ايي به جمع
زين داستان كه با لب خاموش ميكني
خواننده : شکيلا
آلبوم : لب خاموش
آهنگ : صبوری
صبوری
عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد
من صبوري كردم و تاراج گر مغرور شد
عمر من همراه با تكرار روز و شب گذشت
شمع فانوس جواني دم به دم كم نور شد
خويشتن را بشكني ايثار اگر از حد گذشت
پاكبازي هر چه كردم دشمني منظور شد
راه را از چاه در هر لحظه ايي بايد شناخت
يك قدم غافل شدم يك عمر راهم دور شد
اي جوان كي گفته فصل انتهاست ؟
فصل اميد است و روز ابتداست
زندگي را با چراغ معرفت آغاز كن
در ركاب دوستي با همسفر پرواز كن
در ميان راه اگر هر مانعي ره بر تو بست
عاقلانه با صبوري راه بسته باز كن
خواننده : شکيلا
آلبوم : لب خاموش
آهنگ : در این دنیا
در این دنیا
در اين دنيا تك و تنها شدم من
گياهي در دل صحرا شدم من
چو مجنوني كه از مردم گريزد
شتابان در پي ليلا شدم من
چه بي اثر مي خندم !
چه بي ثمر مي گريم !
به ناكامي چرا رسوا شدم من !
چرا عاشق چرا شيدا شدم من !
من آن دير آشنا را ميشناسم
من آن شيرين ادا را ميشناسم
محبت بين ما كار خدا بود
از اينجا من خدا را مي شناسم
چه بي اثر مي خندم !
چه بي ثمر مي گريم !
به ناكامي چرا رسوا شدم من ؟!
چرا عاشق چرا شيدا شدم من ؟!
خوش آنروزي كه اين دنيا سر آيد
قيامت با قيام محشر آيد
بگيرم دامن عدل الهي
بپرسم كام عاشق كي برآيد
چه بي اثر مي خندم ! ؟
چه بي ثمر مي گريم !
به ناكامي چرا رسوا شدم من ؟!
چرا عاشق چرا شيدا شدم من ؟!